نقطه‌ی کور

PASSAGE

Some economists have argued that the new tax would slow growth. The policy took effect in 2019.

STATEMENT

The writer believes the new tax will slow economic growth.

خب — نویسنده با این ادعا موافقه، مخالفه، یا اصلا نظر نداده؟ Yes / No / Not Given?

درس ۱۰ از ۲۱ · لایه‌ی نوع سوال‌ها

Yes / No / Not Given — وقتی پای نظرِ نویسنده وسطه

YNNG عینِ TFNG به نظر می‌رسد و نیست. TFNG واقعیت را می‌سنجد، YNNG نظرِ نویسنده را. اگر تشخیص ندی، تکنیک‌های درست را روی زمینِ اشتباه پیاده می‌کنی و نمره می‌بازی.

فرهاد میرسعیدی فرهاد میرسعیدی
۱۲ دقیقه مطالعه ۷ سوال پایان درس

YNNG عینِ TFNG به نظر می‌رسد و نیست. TFNG واقعیت را می‌سنجد، YNNG نظرِ نویسنده را.

یک دانشجو داشتم به اسم سینا، توی TFNG راحت ۸۵ درصد می‌زد. وقتی همان پسیج یک دسته سوال YNNG داشت، نمره‌ش می‌اومد روی ۴۴ درصد. تکنیک عوض نشده بود، دانشجو همان دانشجو بود، ولی هدفِ سوال‌ها زیر پاش عوض شده بود و خودش هم نمی‌فهمید. توی درس قبلی، یعنی TFNG، یاد گرفتی که سوال یک واقعیت را ازت می‌پرسد و تو با متن چک می‌کنی — درسته، غلطه، یا متن چیزی نگفته. الان توی YNNG، سوال دارد نظرِ نویسنده را ازت می‌پرسد. نه واقعیت بیرونی، نه چیزی که از روی منطقت حدس می‌زنی، فقط همان چیزی که خودِ نویسنده گفته بهش اعتقاد دارد یا نه.

درس دهم ریدینگ آیلتس راجع به یک نوع سوال نیست که برای اولین بار باهاش روبرو بشوی. ساختارش را از TFNG می‌شناسی — سه حالت دارد، Yes، No، Not Given. ولی یک سوئیچ کوچیک توی هدفش هست که اگر تشخیصش ندی، همه‌ی تکنیک‌های درست را روی زمینِ اشتباه پیاده می‌کنی و نمره ی مفت از دست می دی. این درس همان سوئیچ را روشن می‌کند. اول می‌گویم YNNG دقیقا چی می‌پرسد و فرقش با TFNG چیست، بعد می‌روم سراغ آن قانون‌های بی‌رحمی که این نوع سوال دارد — فعلِ نویسنده، اطمینان، و نقل قول از یک نفر سوم. آخر سر هم با یک عادتِ کوچیک تموم می‌کنم که اگر ۲۸ روز سرش وایسی، چشمِ YNNG توت تربیت می‌شود.

YNNG اصلا چی می‌پرسد — نظر، نه واقعیت

پوششِ موضوع، اعتقادِ نویسنده نیست. تا یک فعلِ نظری توی متن نباشه، نظری هم در کار نیست.

بگذار یک تصویر ذهنی برات بسازم. فرض کن نویسنده‌ی یک پسیج، سه پاراگراف پشت سر هم درباره ی انرژی خورشیدی نوشته. آمار داده، رشدِ ده‌ساله را گفته، چالش‌های ذخیره‌سازی را توضیح داده، هزینه‌ها را با گاز طبیعی مقایسه کرده. حالا یک سوالِ YNNG ازت می‌پرسد: «نویسنده موافقه که انرژی خورشیدی بهترین راه‌حله؟» تو چی جواب می‌دهی؟ خیلی از دانشجوهام می‌گویند: «خب آره دیگر، نویسنده سه پاراگراف راجع بهش نوشته، حتما موافقه!» اشتباهِ بزرگ. سه پاراگراف فقط ثابت می‌کند نویسنده دربارهش نوشته، نه اینکه طرفدارشه. تا یک کلمه ای مثل argues یا believes یا rightly توی متن نباشه که نشان بده نویسنده دارد موضع می‌گیرد، نظری روی کاغذ نیست. جوابِ درست NG ـه.

این یک چیزی هست که از مدرسه با خودمون می‌آوریم. توی سیستم آموزشی شخمی ما، یاد گرفتیم اگر نویسنده‌ای راجع به یک چیزی نوشته، یعنی موافقشه. «نویسنده‌ی این مقاله می‌گوید که…» معمولا با «نویسنده‌ی این مقاله موافقه که…» یکی فرض می‌شود. آیلتس دقیقا همین فرض را جریمه می‌کند. آزمون دنبال یک سیگنالِ مشخصه — یک فعلِ نظری، یک صفتِ ارزش‌گذارانه (مثلِ remarkable، misleading)، یا یک ضمیرِ اول‌شخص. اگر هیچ‌کدام نباشه، نویسنده دارد گزارش می‌دهد، نه قضاوت می‌کند. تشخیصِ این تفاوت، نصفِ نمره‌ی YNNG را می‌سازد.

YNNG · three verdicts · three marker families

YES

نویسنده موافقه با ادعای سوال

  • argues / contends
  • rightly / correctly
  • it is clear that
  • I / we (first person)

NO

نویسنده مخالفه با ادعای سوال

  • dismisses / rejects
  • misleading / inadequate
  • but / however
  • this overlooks

NG

نویسنده اصلا نظر نداده — سکوت کرده

  • no evaluative verb
  • topic discussed, view absent
  • naked citation only
  • coverage ≠ endorsement

سه حالتِ YNNG با سه خانواده‌ی سیگنال شناخته می‌شوند. اگر هیچ‌کدام از سیگنال‌های ستونِ Yes یا No توی متن نباشه، جواب به صورتِ پیش‌فرض NG ـه — حتی اگر نویسنده ده پاراگراف راجع به آن موضوع نوشته باشد. سکوتِ نویسنده، خودش یک جوابه.

فرقش با TFNG — همان سه حالت، هدفِ متفاوت

TFNG می‌پرسد «متن این را گفته؟» — YNNG می‌پرسد «نویسنده این را قبول دارد؟». این دو تا، دو تا عضله‌ی متفاوتن.

چند سال پیش یک دانشجو داشتم به اسم مهسا. تکنیک‌های TFNG را خوب بلد بود — می‌رفت دنبال سال، عدد، اسم خاص، ادعای واقعی. توی هر پسیجِ توصیفی، آمارش بالای ۸۰ درصد بود. ولی هر دفعه که پسیج جنبه‌ی بحثی پیدا می‌کرد و سوال‌ها YNNG می‌شدند، نمره‌ش می‌اومد پایین. ازش پرسیدم چی توی ذهنش می‌گذرد موقع جواب دادن. گفت: «همان کاری را می‌کنم که توی TFNG انجام می‌دهم. می‌روم دنبال یک واقعیت تو متن که با سوال جور دربیاد.» مشکل اینجا بود. توی YNNG، تو دنبال واقعیت نیستی، دنبالِ موضعِ نویسنده ای. این یک عضله‌ی کاملا جداست.

بگذار با یک آنالوژی نشونت بدم. TFNG مثل اپراتورِ گزارشگرِ هواشناسیه. می‌خوانی «دیروز در تهران ۲۸ درجه گرما بود» و چک می‌کنی واقعا بود یا نبود. این یک واقعیتِ خشکه. YNNG مثلِ خوندنِ یک ستونِ تفسیریه — همان نویسنده‌ی هواشناسی این بار نوشته «۲۸ درجه گرما در فروردین، نشانه‌ی نگران‌کننده‌ای از تغییرِ اقلیمه». تو دیگر نمی‌پرسی «دما درست گزارش شده؟» — می‌پرسی «آیا نویسنده فکر می‌کند این نگران‌کننده‌ست؟». کلمه‌ی worrying همان سیگناله. اگر نباشه، نویسنده فقط داشته دما را می‌گفته، نه قضاوت می‌کرده.

WRONG · TFNG MODE
fact-checking

دنبالِ سال، عدد، اسم خاص می‌گردی. می‌خواهی ثابت کنی متن یک واقعیت را گفته یا نگفته. توی YNNG این روش تو رو به جوابِ غلط می‌برد — معمولا Yes یا No می‌زنی، در حالی‌که نویسنده ساکت بوده و جوابِ درست NG ـه.

RIGHT · YNNG MODE
stance-tracking

دنبالِ فعلِ نظری، صفتِ ارزش‌گذارانه، یا ضمیرِ اول‌شخص می‌گردی. می‌خواهی ببینی نویسنده موضع گرفته یا نه، و اگر گرفته، در چه جهتی. اطمینان (will / might / could) هم همون‌قدر مهمه که جهتِ نظر.

یک چیز مهم را همینجا بگویم. سه حالتِ YNNG و TFNG ساختاری یکیه — Yes/Not Given/No توی YNNG، True/False/Not Given توی TFNG. توی هر دو، حالتِ سوم یعنی «متن چیزی نگفته». ولی آن «چیزی نگفته» توی هر کدام معنی متفاوتی دارد. توی TFNG یعنی «این واقعیت توی متن نیومده». توی YNNG یعنی «نویسنده درباره‌ی این موضوع، نظری ابراز نکرده». یکیش راجع به وجود یا عدمِ یک فکته، آن یکی راجع به سکوت یا حرف زدنِ نویسنده‌س. وقتی این سوئیچ را زدی، بقیه‌ی تکنیک‌های ریدینگ که از درس‌های قبل یاد گرفتی — کلیدواژه پیدا کردن، اسکنِ زون، توجه به پارافریز — همه سر جاشون می‌مانند. فقط چیزی که عوض می‌شود، چیزی است که داری دنبالش می‌گردی.

فعل را بخون — کی دارد نظر می‌دهد

«Smith argued X» تنها، می‌شود NG. «Smith rightly argued X» می‌شود Yes. «Smith argued X, but…» می‌شود No. همان جمله، با یک کلمه‌ی اضافه، آدرسِ نظرش عوض شد.

این بخش از YNNG، آن جاییه که بیشترِ دانشجوهام نمره مفت می‌دهند. حالتش این است — نویسنده دارد از یک آدمِ سومی نقل قول می‌کند. مثلا می‌نویسد «Smith (1995) argued that the experiment failed». تو می‌خوانی و چون «argued» می‌بینی، فکر می‌کنی نویسنده دارد نظر می‌دهد. ولی نه — نویسنده دارد نظرِ Smith را گزارش می‌دهد. خودش هنوز هیچ‌چیز نگفته. اگر سوال بپرسه «نویسنده فکر می‌کند آزمایش شکست خورده؟»، جوابِ درست NG ـه، نه Yes. این یک تله‌ست که آیلتس بارها و بارها ازش استفاده می‌کند.

یک آنالوژی ساده. فرض کن یک روزنامه‌نگاری دارد از یک کنفرانس گزارش می‌دهد. می‌نویسد «دکتر فلانی در سخنرانیش گفت که فناوری هسته‌ای آینده‌ی انرژیه». آیا روزنامه‌نگار موافقِ هسته‌ایه؟ معلوم نیست. آن فقط گزارش کرده. ولی اگر نوشته باشد «دکتر فلانی به‌درستی گفت که…» یا «دکتر فلانی این را گفت، ولی این دیدگاه چالش‌های جدی دارد» — حالا روزنامه‌نگار خودش موضع گرفته. اولی موافق، دومی مخالف. کلمه‌ی به‌درستی یا ولی، آدرسِ نظر را از Smith می‌آورد به نویسنده. بدونِ این کلمه‌ها، نظرِ نویسنده روی کاغذ نیست.

WRONG · NAKED CITATION = YES
Lee (2010) argued X → Yes

سوال می‌پرسد «نویسنده موافقه X؟»، تو می‌بینی «argued» و Yes می‌زنی. ولی Lee نظر داده، نه نویسنده. نویسنده فقط نقل قول کرده. هیچ سیگنالی از موافقت یا مخالفت نویسنده توی متن نیست. جوابِ درست NG ـه.

RIGHT · READ THE FRAME
naked citation → NG by default

«Smith argued X» تنها = نقلِ خالی. تا کلمه‌ای مثل rightly، correctly، یا as Smith showed پیدا نکنی (تاییدِ نویسنده)، یا but، this overlooks، however پیدا نکنی (مخالفتِ نویسنده)، جواب NG ـه. این پیش‌فرضت باشد.

یک عادتِ کوچیک بهت پیشنهاد می‌دهم. وقتی توی پسیج YNNG می‌رسی به یک نقل قول — اسمی، تاریخی، نقل قولِ مستقیم — یک ثانیه صبر کن و خودت را بپرس: «این نظرِ کیست؟». اگر جوابت این است «نظرِ این آقای Smith ـه که نویسنده نقل قولش کرده»، تا یک سیگنالِ تاییدی یا مخالفت‌گونه از نویسنده پیدا نکردی، فرض کن نظرِ نویسنده NG ـه. این سه ثانیه، تو را از یکی از پر تکرارترین تله‌های YNNG نجات می‌دهد.

«will» در برابر «could» — اطمینان هم محتواست

اطمینان، خودِ محتواست. «خورشیدی جایگزینِ سوخت‌فسیلی می‌شود» با «خورشیدی می‌تواند جایگزین بشود»، دو ادعای متفاوتن.

یک قانونِ بی‌رحمِ دیگه‌ی YNNG اینجاست. فرض کن سوال این را می‌پرسد: «نویسنده فکر می‌کند انرژی خورشیدی جایگزینِ سوخت‌فسیلی می‌شود؟» و متن می‌گوید «انرژی خورشیدی می‌تواند در بعضی بازارها جایگزینِ سوخت‌فسیلی بشود». موضوع همان است — خورشیدی و سوخت‌فسیلی. جهتِ نظر هم همان است — جایگزینی. ولی اطمینان فرق دارد. سوال دارد می‌گوید «می‌شود» (قطعی)، نویسنده دارد می‌گوید «می‌تواند، در بعضی جاها» (احتمالی، با قید). فاصله‌ی این دو تا سطحِ اطمینان، خودش جوابه. جوابِ درست No ـه — نه به این خاطر که نویسنده مخالفه، به این خاطر که میزانِ اطمینانش با میزانِ اطمینانِ سوال جور درنمیاد.

سه تا تیرِ اطمینان را یاد بگیر. بالاترین تیر، قطعیته — کلمه‌هایی مثل will، is، always، clearly، undoubtedly. تیرِ وسط، احتمالیه — may، likely، usually، tends to. تیرِ پایین، ممکنه — could، might، arguably. اگر سوال توی تیرِ قطعیت باشد و متن توی تیرِ ممکنه، اختلاف دو تیر = No. حتی اگر موضوع و جهت هم یکی باشن. این یکی، حدودِ ۳۰ درصد از سوال‌های YNNG را تنهایی تصمیم می‌گیرد. خیلی‌ها این را نمی‌بینند چون فقط به فعلِ اصلی نگاه می‌کنند، نه به فعلِ کمکیِ کوچیکی که قبلش نشسته. ولی همان could یا might، کلِ معنا را عوض می‌کند.

WRONG · TOPIC ONLY
same topic → Yes

سوال می‌گوید «X جایگزینِ Y می‌شود»، متن می‌گوید «X می‌تواند جایگزینِ Y بشود»، تو Yes می‌زنی چون «هر دو راجع به جایگزینی X با Y هستن». تله افتادی. اطمینانِ متفاوت = ادعای متفاوت. آزمون این تفاوت را می‌سنجد.

RIGHT · TOPIC + HEDGE
tier mismatch → No

سوال توی تیرِ قطعیت (will)، متن توی تیرِ ممکنه (could). موضوع و جهت یکی، اطمینان متفاوت. جوابِ درست No ـه. فعلِ کمکی را همون‌قدر دقیق بخون که فعلِ اصلی را می‌خوانی.

یک عادتِ کوچیکِ سی‌ثانیه‌ای: قبل از اینکه روی Yes یا No قفل کنی، یک نگاهِ سریع به فعلِ کمکی بنداز. سوال چی می‌گوید — will، is، could، might؟ متن چی می‌گوید — همان تیر، یا یک تیر بالاتر یا پایین‌تر؟ اگر تیر یکی نیست، حتی اگر باقیِ جمله کامل با هم جور دربیاد، جواب No ـه. این سی ثانیه، یکی از پر تکرارترین خطاهای YNNG را می‌گیرد.

سکوتِ نویسنده = NG — تله‌ی بازگشتی

از TFNG یادت باشد: اگر نتوانی شواهد را با انگشتت نشان بدی، NG بزن. توی YNNG هم همین است — فقط شواهد اینجا فعل و صفتِ نظری‌ان.

این درس و درس قبلی، یک ستونِ مشترک دارند. توی TFNG گفتم اگر نتوانی واقعیت را توی متن پیدا کنی، جواب NG ـه. توی YNNG هم همین است، با یک تغییرِ کوچیک — «شواهد» اینجا یک ادعای واقعی نیست، یک سیگنالِ نظریه. کلمه‌هایی مثلِ argues، believes، contends، dismisses، یا صفت‌هایی مثلِ remarkable، misleading، یا ضمیرِ اول‌شخص. اگر هیچ‌کدام از این‌ها توی زونِ مرتبط با سوال نباشه، نویسنده ساکت بوده. سکوت هم خودش یک جوابه — NG.

بگذار صریح بگویم چون این را خیلی‌ها از دست می‌دهند. نویسنده‌ای که سه پاراگراف راجع به یک موضوع نوشته، لزوما درباره‌ش نظر نداده. می‌تواند فقط داشته باشد گزارش می‌کرده. می‌تواند نظرِ بقیه را نقل قول کرده باشد. می‌تواند آمار داده باشد بدون قضاوت. پوشش، اعتقاد نیست. تنها چیزی که اعتقادِ نویسنده را ثابت می‌کند، یک سیگنالِ نظریه. اگر از خودت بپرسی «نویسنده دربارهش حرف زده؟» و جوابت «آره» باشد ولی نتوانی فعلِ نظری را نشان بدی، تو هنوز جواب نداری به سوالِ آزمون. سوال داشت می‌پرسید «نویسنده موافقه؟»، نه «نویسنده دربارهش حرف زده؟».

قسمت تند ماجرا را گفتم، خوبشم بگویم. NG توی YNNG معمولا حدودِ ۳۰ درصد جواب‌هاست. یعنی از هر ده تا سوال، حدودِ سه تاش جوابش NG ـه. این هم برای TFNG هم برای YNNG ثابته. اگر توی یک پسیج کلِ جواب‌هات Yes و No بودن، احتمالا یک یا دو تا NG را از دست دادی — و آن یک دو تا، همان جایی هستن که نویسنده ساکت بود و تو از روی منطقت بهش نظر دادی. عادتِ کوچیک: وقتی پسیج YNNG را تموم می‌کنی و هیچ NG توی جواب‌هات نیست، یک بار دیگر برگرد سراغ سوال‌هایی که مطمئن نبودی — یکی از آن‌ها احتمالا NG بوده.

عادتِ کوچیک — هر سوال، اسمِ سیگنالش را بگو

اگر قراره از کلِ این درس فقط یک جمله یادت بماند، این باشد:

YNNG عینِ TFNG ـه، فقط با یک سوئیچ. سه حالت یکیه، قاعده‌ی سکوت یکیه، تنها چیزی که فرق می‌کند «هدف» ـه — به جای واقعیتِ گفته‌شده، نظرِ گرفته‌شده.

کلِ این درس داشت یک چیز را بهت می‌گفت. توی YNNG، تو یک جنگل می‌گردی و دنبال یک نوع خاص از کلمه‌ها می‌گردی — فعلِ نظری، صفتِ ارزش‌گذارانه، ضمیرِ اول‌شخص، تاییدِ نویسنده‌ای، یا مخالفتِ نویسنده‌ای. این پنج نوع سیگنال، حدودِ ۹۵ درصد سوال‌های YNNG را تصمیم می‌گیرند. اگر چشمت برای این پنج تا تربیت بشود، نمره‌ت پایدار می‌ماند.

یک عادتِ کوچیک برای ۲۸ روز بهت پیشنهاد می‌دهم — هر روز، ۱۰ تا سوالِ YNNG. ولی شرطش این است که بعد از هر سوال، با صدای بلند بگی «سیگنالی که جواب را تعیین کرد، چی بود؟». می‌توانی بگی «ادعای مستقیمِ نویسنده»، یا «تاییدِ نویسنده‌ای — کلمه‌ی rightly»، یا «مخالفتِ نویسنده‌ای — کلمه‌ی but»، یا «نقلِ خالی، نظری نیست»، یا «اختلافِ تیرِ اطمینان». این پنج تا اسم را بزن. نمره گرفتن یا نگرفتن مهم نیست — اسم بردنِ سیگنال، آن چیزی است که تمرین را موثر می‌کند. این کارِ کوچیک، چشمت را از حالتِ TFNG به حالتِ YNNG سوئیچ می‌کند و کم‌کم اتوماتیک می‌شود.

این درس، مثلِ TFNG، یک آجرِ پایه از لایه‌ی نوع سوال‌هاست. درس بعدی Matching Information ـه — یک نوع سوالِ متفاوت که از همین عضله‌های بالادستی استفاده می‌کند. قبل از اینکه بری سراغش، ازت می‌خواهم تست زیر را بزنی. هفت تا سناریوی YNNG را با چشمِ اگزمینر بسنج. می‌بینی کجا هنوز شبیهِ TFNG داری فکر می‌کنی و کجا چشمت برای سیگنالِ نظری باز شده.

YNNG STANCE TRACKER

قبل از درس ۱۱، روی هفت سناریو قضاوت کن

این یک چندگزینه‌ای ساده نیست. هفت سناریو جلوته — هر کدام یک ادعا دارد و یک تکه از متن. کارت این است که با چشمِ آیلتس داوری کنی: Yes، No، یا NG.

بعضی‌ها ادعای مستقیمِ نویسنده‌ان، بعضی‌ها نقلِ خالی از یک آدمِ سومی، بعضی‌ها اختلافِ اطمینان دارند. آخرش یک پروفایلِ سیگنال می‌گیری: کدام نوع سیگنال را می‌گیری، کدومش از دستت در می‌رود.

قبل از شروع، سه قانون

هر سناریو، یک ادعا دارد (claim) و یک تکه از متن (passage). کارت این است که ببینی نویسنده موافقه (Yes)، مخالفه (No)، یا اصلا نظر نداده (NG). متن انگلیسیه چون متنِ ریدینگ آیلتس انگلیسیه.

  • 01سوال راجع به نظرِ نویسنده ـه — نه واقعیتِ بیرونی، نه نظرِ آدمِ سومی.
  • 02تا یک سیگنالِ نظری توی متن نباشه (فعل، صفت، تایید، مخالفت)، پیش‌فرضت NG باشد.
  • 03اطمینان (will / could / might) هم محتواست. اختلافِ تیر = No.

YNNG scenario S1

From the passage

Your verdict Yes / No / NG?

نویسنده با ادعا موافقه، مخالفه، یا اصلا نظر نداده؟

0
داوریِ درست از ۷

Signal profile · what your eye catches

DECISION CARD · PRINT & KEEP

کارتِ خلاصه‌ی درس ۱۰

پنج حقیقتِ غیرقابل‌مذاکره‌ی این درس، توی یک کارت. چاپش کن، بزنش به دیوارِ جایی که درس می‌خوانی.

ریدینگ آیلتس · درس ۱۰ · Yes / No / Not Given

QUESTION TYPES · L10 OF 21

۱ · سه حالت، سه تعریف

Yes = نویسنده با ادعا موافقه (سیگنال: تایید، فعلِ نظری، اول‌شخص). No = نویسنده مخالفه (سیگنال: but، however، this overlooks، dismisses). NG = نویسنده ساکته (سیگنالی نیست، یا فقط نقلِ خالی از آدمِ سومی).

۲ · نشانه‌های نظر — به انگلیسی توی متن

فعل: argues / contends / dismisses / endorses / believes. صفت: remarkable / misleading / inadequate / promising. تایید: rightly / correctly / as X showed. مخالفت: but / however / overlooks / ignores.

۳ · سکوتِ نویسنده = NG

پوشش، اعتقاد نیست. سه پاراگراف راجع به یک موضوع، اگر فعلِ نظری نداشته باشد، نظری روی کاغذ نیست. پیش‌فرضت NG باشد تا یک سیگنالِ مشخص پیدا کنی.

۴ · نقلِ خالی، نظرِ نویسنده نیست

«Smith argued X» تنها = نظرِ Smith، NE نظرِ نویسنده. تا کلمه‌ی rightly (تایید) یا but (مخالفت) نیومده، نویسنده موضع نگرفته. جوابِ پیش‌فرض: NG.

۵ · اطمینان هم محتواست

سه تیر: قطعیت (will / is / always)، احتمال (may / likely)، ممکن (could / might). اگر سوال توی یک تیر و متن توی تیرِ دیگر باشد، حتی اگر موضوع یکی باشد، جواب No ـه.