IELTS · BAND 7

من از تو نسخه‌ای خلق می‌کنم، که قبل از برخورد با من، وجود داشته، ولی اجازه زندگی نداشته.

FARHAD MIRSAEEDI

من فرهادم. این کاری‌ست که می‌کنم.

سال‌هاست با دانشجوهایی کار می‌کنم که برای رفتن، آیلتس می‌خوان. ولی کاری که من می‌کنم، خود آیلتس نیست. آیلتس یه سده که جلوته. کاری که من می‌کنم، اینه که اون سد رو برات تبدیل به یه پل کنم.

آیلتس همون سدیه که الان جلوته — و تمام کاری که می‌کنم، همینه. نه قول‌های بزرگ، نه یه مسیر کلی؛ همین یه سد، تا هر موقع که باهاش کار داری.

METHOD

کاری که می‌کنم.

کاری که من می‌کنم اینه: یه موضوعی که به نظر سد بزرگی میاد رو، جوری ساده‌ش می‌کنم که بهش دیگه به چشم سد نگاه نمی‌کنی. نهایتا یه پل روی یه رودخونه می‌بینی که باید از روش رد شی و مرحله‌ی بعدِ زندگیت شروع بشه.

بخوام دقیق‌تر بگم، من چنین توانایی‌ای ندارم که سد رو بخوام تبدیل به چیز دیگه‌ای کنم. نمی‌کنم. من صرفا تو رو تبدیل به کسی می‌کنم که به همون سد نگاه می‌کنی، ولی سد نمی‌بینی، به جاش یه پل روی رودخونه می‌بینی که باید از روش رد شی.

این کاری نیست که فقط بلدِ آیلتسش باشم. آیلتس فقط سدیه که الان جلوی توئه. این کارو — که برای بقیه یه سدِ بزرگه و من می‌کنمش یه پل — قبلِ آیلتس هم کرده‌بودم، جاهایی که اسمشون مهم نیست. شکلش همینه.

اگه یه روز کارم آیلتس نبود، باز همین کار رو می‌کردم. فقط اسمِ سد عوض می‌شد.

من چنین توانایی‌ای ندارم که سد رو بخوام تبدیل به چیز دیگه‌ای کنم. نمی‌کنم.