نقطه‌ی کور

SPEAKER SAYS

Shall we meet at 3? — Actually, let's make it 4.

QUESTION

What time will they meet?

خب — جوابت چیست؟ What time will they meet?

درس ۷ از ۲۲ · لایه‌ی مهارت‌های اصلی

تابلوها (Signposts)

گوینده تو لیسنینگ آیلتس، با چند تا کلمه‌ی کوچیک بهت می‌گوید الان کجای متنی، جواب کجاست، و کجا قراره ورق برگرده. این کلمه‌ها را تابلو می‌گوییم. تابلوها را نگیری، گم می‌شوی. بگیری، آزمون را روی ریل سوار کردی.

فرهاد میرسعیدی فرهاد میرسعیدی
۱۲ دقیقه مطالعه ۶ سناریوی پایان درس

توی لیسنینگ آیلتس، گوینده هیچ‌وقت دو بار حرف نمی‌زند. ولی قبل از هر جوابِ مهم، یک تابلو می‌گذارد. تابلوها را بشناس، جواب خودش را نشونت می‌دهد.

یک دانشجو داشتم به اسم آرش. سطح زبانش خوب بود، گرامرش هم سرجاش بود، حتی توی اسپیکینگ راحت حرف می‌زد. ولی هر بار که تست لیسنینگ می‌داد، می‌رفت رو ۵.۵. هر بار. می‌گفت «من کلمه‌ها را می‌شنوم، می‌فهمم چی می‌گوید، ولی نمی‌دانم کجا باید بنویسم.» این جمله‌ش را هیچ‌وقت یادم نرفت. دقیقا همان چیزی است که خیلی‌ها تجربه می‌کنند و فکر می‌کنند مشکلشون از سطحِ زبانه. مشکل از سطحِ زبان نیست. مشکل این است که گوشِ آرش، تابلوها را نمی‌شنید.

درس هفتمِ لیسنینگ آیلتس، در مورد یک دسته کلمه‌ی به ظاهر بی‌اهمیته. first، then، however، for example، actually، in conclusion. ممکنه فکر کنی اینا کلمه‌های پُرکننده‌ن. اونی که دارد با تو حرف می‌زند دارد گلوش را صاف می‌کند. نه! این کلمه‌ها، نقشه‌ی متن لیسنینگ‌ـه. هر کدومشون به گوشِ تو یک چیزی می‌گوید: «الان جواب می‌آید»، یا «الان جواب عوض می‌شود»، یا «الان یک قسمتِ جدید شروع می‌شود». اگر گوشت را روی این تابلوها تنظیم کنی، دیگر لازم نیست هر کلمه را بگیری. کافیه تابلو را بگیری — جواب خودش می‌آید.

تابلو چیست و چرا توی لیسنینگ همه‌چیه

گوینده یک نوار طولانی حرف می‌زند. ولی هر چند ثانیه یک بار، یک تابلو می‌چیند. هر تابلو یک پیامِ ثابت دارد.

اجازه بده یک تصویر ذهنی برات بسازم. لیسنینگ آیلتس یک جاده‌ی نُه دقیقه‌ایه که داری توش رانندگی می‌کنی. توی این جاده، یک عالمه چیز هست که گوینده می‌گوید — اعداد، اسم‌ها، توضیحات، حاشیه‌ها. اگر بخواهی همه‌شون را همزمان دنبال کنی، خسته می‌شوی و گم می‌شوی. ولی توی این جاده، هر چند صد متر یک بار، یک تابلو وجود دارد. یک کلمه‌ی کوچیک که می‌گوید «دور بعدی، اینجاست». آن تابلوها — همان کلمه‌هایی که تا الان فکر می‌کردی پُرکننده‌ن — درواقع نقشه‌ی رانندگیِ تو هستن.

یک مثال ساده. فرض کن گوینده می‌گوید:

"So the meeting was scheduled for Monday. However, the manager couldn't make it, so we moved it to Wednesday."

سوال ازت می‌پرسد: جلسه کِی برگزار شد؟ خیلی از دانشجوها Monday را می‌نویسند، چون اولین چیزی بود که شنیدند. ولی جوابِ درست Wednesday ـه. چرا؟ به خاطر یک کلمه‌ی کوچیک به اسم however. آن however تابلوئه. به گوش تو می‌گوید «هر چی قبلش گفتم، بریز دور. جوابِ واقعی، بعدِ این تابلوئه.» اگر این تابلو را نگیری، جوابِ غلط می‌نویسی. و قشنگیِ ماجرا این است که حتی متنِ گوینده را هم درست فهمیده بودی. فقط تابلو را نشنیدی.

The audio · 9 minutes · five signposts

گوینده بین تابلوها، یک عالمه چیز می‌گوید. ولی تو لازم نیست همه‌ش را بفهمی. کافیه گوشت تابلوها را بگیرد — جواب همیشه دور و برِ تابلوئه.

یک نکته‌ی فرهنگی‌ـه که باید بگویم. توی فارسی، ما خیلی این تابلوها را واضح نمی‌گذاریم. توی فارسی، جمله‌ها لای هم می‌روند، با سکته و مکث و قرینه‌ی معنایی پیش می‌روند. ولی انگلیسی این‌طور نیست. انگلیسی با تابلو حرکت می‌کند. first, then, finally رو از اول بهت می‌گوید. moving on to رو با صدای بلند اعلام می‌کند. این یک تفاوتِ زبانیِ ساختاریه. به همین خاطر، اگر گوشِ تو از مدرسه به فارسی عادت کرده — که کرده — این تابلوها را احتمالا تا الان داشتی به عنوانِ پُرکننده می‌گرفتی. این درس همینو می‌خواهد عوض کند.

پنج خانواده‌ی تابلو

صدها تابلوی انگلیسی نیست. پنج خانواده هست. هر خانواده یک کارِ مشخص می‌کند.

قسمتِ خوبِ ماجرا این است که لازم نیست صد تا کلمه حفظ کنی. تابلوها توی پنج خانواده دسته‌بندی می‌شوند. هر خانواده، یک پیامِ ثابت به گوشِ تو می‌دهد. اگر کارِ هر خانواده را بشناسی، دیگر فرقی نمی‌کند گوینده however بگوید یا but یا nevertheless — می‌دانی کاری که این کلمه می‌کند، چیست.

The five signpost families · what each family signals
خانواده نمونه‌ها به گوشِ تو چی می‌گوید
ترتیب
SEQUENCE
first · then · next · finally · moving on to قسمت بعدی شروع شد. آماده‌ی یک جوابِ تازه باش.
تناقض
CONTRAST
however · but · actually · on the other hand هر چی قبلش گفتم، بریز دور. جوابِ واقعی، بعدِ این کلمه‌ست.
مثال
EXAMPLE
for example · such as · for instance · like آن چیزی که قبلش گفتم، حرفِ کلی بود. جواب توی مثاله.
تأکید
EMPHASIS
in fact · indeed · actually · especially گوینده دارد خودش را تصحیح می‌کند. عددِ تازه، اسمِ تازه.
جمع‌بندی
CLOSE
so · therefore · in conclusion · overall این بخش دارد تموم می‌شود. خلاصه‌ی نهایی همین است.

ستاره‌دارها — contrast و example — مهم‌ترین‌ها هستن. چون این دو خانواده، جواب را جابه‌جا می‌کنند. توی سه خانواده‌ی دیگر، تابلو فقط بهت می‌گوید کجای جاده‌ای. ولی توی این دو خانواده، تابلو جوابِ سوال را از یک جای متن، می‌برد یک جای دیگر. اگر فقط این دو خانواده را بگیری، نصفِ نمره‌ی لیسنینگت را بردی.

تابلو، لنگرگاهِ گوشِ توئه

گوینده هیچ‌وقت کلیدِ جواب را لخت نمی‌گوید. تابلو را می‌گوید و جواب می‌چسبد به تابلو.

اجازه بده یک مثال از خودم بزنم. چند سال پیش داشتم یک ماک تصحیح می‌کردم برای یکی از دانشجوهام. تستِ S4 بود، یک لکچر در مورد معماری. سوال این بود: «شهرِ نمونه‌ای که بهش اشاره کرد، چی بود؟» جواب توی پاسخ‌نامه، خالی بود. ازش پرسیدم چرا جا گذاشتی. گفت «گوینده انقد چیز گفت، نفهمیدم جواب کجاست.» باز کردم متن را نشونش دادم. توی متن دقیقا نوشته بود for example, in Isfahan, the architects used... همینجا، دقیقا روی تابلوی for example. اگر گوشش for example را شنیده بود، دستش را می‌گذاشت روی این تابلو، و اسمِ شهر — Isfahan — می‌چسبید بهش.

این را همیشه یادت باشد. گوینده هیچ‌وقت کلیدِ جواب را لخت و بی‌مقدمه نمی‌گوید. همیشه قبلش یک تابلو می‌گذارد. اگر گوشت تابلو را بگیرد، آن چند ثانیه‌ی بعدش، اتوماتیک مرکزِ توجهت می‌شود. این کاملا برعکسِ تلاشی‌ـه که خیلی‌ها می‌کنند — یعنی این که سعی می‌کنند هر کلمه را همزمان دنبال کنند. این کار غیرممکنه. گوشت سوخت می‌گیرد و بعد از S2 خسته می‌شوی. ولی اگر فقط تابلوها را بگیری، بقیه‌ی متن خودش می‌رود و می‌آید. کمتر زور می‌زنی، بیشتر جواب می‌گیری.

یک مثال دیگر از همان خانواده‌ی contrast. این یکی را با هم نگاه کن — همان الگوی کلاسیکیه که توی S2 و S4 خیلی تکرار می‌شود:

BEFORE — SETUP
Friday

گوینده گفت "the deadline is Friday". خیلی‌ها همینجا قلم می‌اندازند. ولی این فقط setupـه — صحنه‌چینی برای تابلویی که دارد می‌آید.

AFTER — ANSWER
moved this year

بعدش گفت "however, this year it's been moved". آن however تابلوئه. جوابِ واقعی، بعدِ این تابلوئه. هر چی قبلش گفت، بریز دور.

این الگو — setup قبل، تابلو وسط، جواب بعد — توی لیسنینگ آیلتس بیش از هر چیز دیگری تکرار می‌شود. مخصوصا توی S3 (مباحثه) و S4 (لکچر). اگر فقط همین یک الگو را یاد بگیری، نمره‌ی لیسنینگت یک سرِ کامل بالا می‌رود.

بین دو تا تابلو، چی نباید مهم باشد

بین تابلوها، گوینده دارد فکرش را می‌سازد. تو لازم نیست همه‌ش را دنبال کنی. فقط منتظر تابلوی بعدی باش.

یک عادتِ بدِ خیلی رایج وجود دارد که می‌خواهم اسمش را ببرم. بهش می‌گویم chasing every word — یعنی دنبالِ هر کلمه دویدن. وقتی شروع می‌کنی به این کار، توی S2 بریده می‌شوی. توی S3 از نفس می‌افتی. توی S4 کاملا گمت می‌شود. این را یادت باشد که گوینده نُه دقیقه‌ی تمام دارد حرف می‌زند، تو نمی‌توانی هر کلمه‌ش را با همان شدت دنبال کنی. باید بدانی کِی گوشت را تیز کنی، کِی شُل کنی. تابلوها همین را بهت می‌گویند.

بین دو تا تابلو، گوینده دارد چی‌کار می‌کند؟ معمولا دارد مثال می‌زند، توضیح می‌دهد، یا یک چیزی را می‌بندد. این لحظه‌ها برای سوال‌نامه‌ی تو، معمولا کم‌اهمیت‌ـن. سرِ این لحظه‌ها، گوشت می‌تواند یک نیم‌شُل بشود — هنوز داری گوش می‌دهی، ولی فعالانه دنبالِ جواب نیستی. وقتی تابلوی بعدی می‌آید، گوشت دوباره تیز می‌شود. این ریتمِ تیز/شُل/تیز، تنها راهیه که می‌توانی بدونِ خستگی نُه دقیقه گوش بدی.

البته بی‌رحم نباشم — این یک قاعده‌ی صد در صد نیست. بعضی وقت‌ها بین دو تابلو، گوینده عددی یا اسمی را می‌گوید که جوابِ یک سوالِ دیگه‌ست. ولی این موقعیت‌ها معمولا کم‌اند، و وقتی پیش می‌آید، یک نشانه‌ی صوتی دیگر هم همراهش هست — مکث، تأکیدِ صدا، تکرار. این‌ها هم یک نوعِ تابلوی غیرکلامی‌اند که توی درس‌های بعدی می‌رسیم بهشون. فعلا گوشت را روی تابلوهای کلامی تنظیم کن. آن دسته‌ی دوم خودش وقتش که شد، اضافه می‌شود.

تابلو می‌گوید سوال بعدی کجاست

تابلوها فقط جواب نمی‌دهند. ترتیبِ سوال‌ها هم باهاشون پیش می‌رود. سوال ۵، بعدِ سوال ۴، اون‌ور یک تابلو نشسته.

یک چیزی که خیلی به دردت می‌خورد ولی اولِ کار حتی متوجهش نمی‌شوی. سوال‌های لیسنینگ آیلتس به ترتیبِ شنیداری چیده شده‌ن. یعنی اگر سوال ۴ را شنیدی، سوال ۵ قطعا بعدش می‌آید. این یک قانونِ تثبیت شده‌ست. حالا چه فایده‌ای دارد؟ این که اگر جایی گوینده یک تابلو می‌گذارد، و تو می‌دانی سوال ۴ تموم شد، آن تابلو احتمالا دارد مرزِ سوال ۴ و ۵ را نشان می‌دهد.

بگذار یک مثال بزنم. فرض کن داری به یک لکچرِ S4 گوش می‌دهی. سوال ۲۹ و ۳۰ هر دو در مورد یک لکچرِ دانشگاهی‌ـه. سوال ۲۹ راجع به علتِ یک پدیده‌ست، سوال ۳۰ راجع به نتیجه‌ش. وسطِ متن، گوینده می‌گوید "so, as a result of all this...". آن so یک تابلوی close‌ـه. به گوش تو می‌گوید «بخشِ علت تموم شد، الان داریم می‌رویم به سراغِ نتیجه.» این دقیقا همان لحظه‌ست که تو باید قلمت را از سوال ۲۹ برداری و آماده‌ی سوال ۳۰ بشوی. اگر این تابلو را نگیری، احتمالا جوابِ سوال ۳۰ را روی خطِ سوال ۲۹ می‌نویسی. نمی‌خواهم بترسونمت — این اشتباه قابلِ پیشگیری‌ـه. ولی باید بدانی این لغزش، خیلی شایع‌تر از چیزی است که فکرش را می‌کنی.

Setup → signpost → answer · the flip pattern

این الگو، توی هر سه خانواده‌ی فعال (تناقض، مثال، تأکید) صدق می‌کند. اگر گوشت روی تابلو تنظیم بشود، جواب اتوماتیک می‌چسبد بهش.

قانونِ محوری — گم شدی؟ منتظر تابلوی بعدی بمون

اگر قراره از کلِ این درس فقط یک جمله یادت بماند، این باشد:

توی لیسنینگ آیلتس اگر گم شدی — که می‌شوی — نَپَر دنبال جوابِ از دست رفته. وایسا. منتظرِ تابلوی بعدی بمون. آن تابلو، بدونِ این که خودت بفهمی، تو را دوباره سوار قطار می‌کند.

این جمله، صرفا حرفِ تئوریک نیست. این تفاوتِ بینِ کسی‌ـه که با ۵.۵ از آزمون بیرون می‌آد، و کسی که با ۷ بیرون می‌آد. آن آرشی که اولِ درس ازش گفتم را یادت هست؟ تنها چیزی که توی سه ماه عوض کرد، همین یک عادت بود. هر وقت توی متن گم می‌شد، به جای این که هول کند و سعی کند از حافظه جواب بسازه، آروم می‌گرفت و منتظرِ تابلوی بعدی می‌موند. و تابلو همیشه می‌اومد. سوالی که اشتباه می‌نوشت، احتمالا از دست می‌داد. ولی همه‌ی سوال‌های بعدی، روی ریل می‌موندن. سه ماه بعد، نمره‌ش از ۵.۵ رفت را ۷.

یک نکته‌ی دیگر که خیلی‌ها می‌پرسند. ممکنه فکر کنی «این کلمه‌ها را که قبلا بلد بودم. however یعنی ولی، for example یعنی به عنوان مثال. این چه چیزِ تازه‌ای بود؟» بگذار صادق باشم. این درس، در موردِ دونستنـه نه — در موردِ به کار بستن‌ـه. این فرق همه‌ش را می‌کند. خیلی از دانشجوها وقتی متن را روی کاغذ ببینند، however را می‌فهمند. ولی توی لحظه‌ی شنیدنِ متنِ صوتی، گوششون این کلمه رو به عنوانِ یک پُرکننده‌ی بی‌اهمیت ردّ می‌کند. این درس می‌خواهد دقیقا همینو عوض کند — گوشت را روی تابلوها زنده کند.

این درس، مثل بقیه‌ی درس‌های لیسنینگ، یکی از آجرهای اصلیه. درسِ بعدی راجع به distractors‌ـه — همان موقع‌هایی که گوینده عمدا یک جوابِ غلط را با اطمینان می‌گوید، بعد عوضش می‌کند. آنجا دقیقا همین تابلوهای contrast و actually به دادت می‌رسند. پس این درس را محکم درونی کن — درسِ بعدی روش سواره.

قبل از اینکه درس هشتم را شروع کنی، ازت می‌خواهم شش تا سناریوی پایین را بزنی. هر کدام یک جمله‌ی واقعیِ گوینده‌ست و سه گزینه‌ی پاسخ. باید بدانی کدام یکی جواب‌ـه، کدام یکی setup‌ـه که دارد گولت می‌زند.

SIGNPOST DRILL

قبل از درس ۸، گوشت را روی تابلوها تنظیم کن

شش جمله از گوینده‌های واقعیِ لیسنینگ آیلتس. هر کدام یک تابلو دارد. کارت ساده‌ست: گزینه‌ای را انتخاب کن که جوابِ سوال‌ـه — نه گزینه‌ای که فقط توی متن شنیده شد.

یادت باشد، چیزی که قبلِ تابلو شنیدی معمولا setup‌ـه. تابلوی however، actually، یا for example جواب را جابه‌جا می‌کند. آخرِ درس یک پروفایلِ خانواده می‌گیری — کدام خانواده‌ی تابلو را می‌گیری، کدام را از دست می‌دهی.

قبل از شروع، سه قانون

جمله‌ی متن انگلیسیه — همان چیزی که توی آزمون می‌شنوی. تابلوی هر جمله توی متنش رنگیه. سوال فارسیه.

  • 01تابلوی توی متن، معیارِ تو ـه — نه اولین چیزی که شنیدی.
  • 02بعدِ however / actually / for example — جواب اونجاست.
  • 03هدف، گرفتنِ تابلوست — نه نمره‌ی کامل.

Listening clip Q1

Speaker says

0
جوابِ درست از ۶

Signpost-family profile · what your ear catches

DECISION CARD · PRINT & KEEP

کارتِ خلاصه‌ی درس ۷

چهار حقیقتِ غیرقابل‌مذاکره‌ی این درس، توی یک کارت. چاپش کن، بزنش به دیوارِ جایی که درس می‌خوانی.

لیسنینگ آیلتس · درس ۷ · تابلوها

CORE SKILLS · L7 OF 22

۱ · پنج خانواده، نه صد کلمه

ترتیب، تناقض، مثال، تأکید، جمع‌بندی. هر تابلویی که می‌شنوی، یکی از این پنج تاست. کار هر خانواده را یاد بگیر، نه تک‌تک کلمه‌ها.

۲ · جواب همیشه بعدِ تابلوئه

قبلِ however / actually / for example = setup، بریز دور. بعد از تابلو = جواب، بنویس.

۳ · گم شدی؟ نَپَر دنبالش

یک سوال از دست رفت، تموم شد. وایسا، منتظرِ تابلوی بعدی بمون. آن تابلو خودش تو را سوارِ قطار می‌کند.

۴ · گوشِ تیز/شُل/تیز

نُه دقیقه تمرکزِ یکنواخت ممکن نیست. روی تابلو تیز، بینِ تابلو شُل. همین ریتم، تنها راهِ بدونِ خستگی گوش دادنه.