اگه فقط ۱۰ تا غلط داشته باشی، دیگه نمیتونی به ۷ توی ریدینگ فکر کنی
آره..قبول دارم! یه کم به نظر تند میاد جملهم. ولی بهتره حقیقت رو همونجوری که هست ببینی، تا اینکه من بخوام بهت رویا فروشی کنم و بگم به راحتی میتونی ریدینگ ۷ بگیری. نمیخوام بترسونمت که نه..این ماجرا نشدنیه..نه اصلاً. ولی باید واقعیت هم بدونی که فقط با ۱۰ تا دونه غلط، دیگه نمیتونی به ۷ فکر بکنی. صرفاً میخوام خودتو جمع و جور کنی و بدونی با چی قراره روبرو بشی.
شیب منحنی نمرهی ریدینگ آکادمیک آیلتس از اون چیزی که فکر کنی، خیلی بیشتره. هم توی درسِ تعاملیِ بالا بهت این موضوع رو درس دادم، هم اینکه در ادامه این مقاله دقیقاً بهت نشون میدم ساختار ریدینگ آیلتس چه شکلیه، به طور کلی ریدینگ چی ازت میخواد، چطور نمره میدن و چه حرکتهایی میتونن کمک کنن نمرهت از ۶.۵ به ۷ یا بالاتر برسه. ما قراره با هم شطرنج بازی کردن رو یاد بگیریم.
چرا ریدینگ آیلتس برای ما فارسیزبانها سخته؟
فارسی بهت یاد داده به عمق متن بری. ریدینگ آیلتس دقیقاً همین حرکت رو جریمه میکنه.
تو رو نمیدونم، ولی من به عنوان یه دههشصتی یه خاطرهی سمی از کلاسهای ادبیات فارسی دارم. معلم میگفت مثلاً رضایی بخون. وقتی شروع میکرد به خوندن، اون معلم مرضدار نگاه میکرد ببینه کی حواسش نیست، بعد اونو صدا میکرد. میرسعیدی بخون! منم که معمولاً در حال کرم ریختن به بغلدستیم بودم، خیلی موقعها ضایع میشدم.
حالا اینو گفتم که به یه ماجرایی برسیم. یه عمر توی مدرسههامون بهمون یاد دادن به متن احترام بگذاریم. حواسمون به خط به خطش باشه. کلمه به کلمه و خط به خط متن رو شخم بزنیم و معنی دقیق کلمهها، جملهها و حتی اون چیزی که نویسنده میخواسته بگه و نگفته رو هم بفهمیم.
این مدلی که ما توی مدرسهها بار اومدیم، فارغ از اینکه درسته یا غلط، دقیقاً برعکس چیزیه که آیلتس از ما طلب میکنه. شاید برای همینه که روبرو شدن با ریدینگ آیلتس، اونم با یه استراتژی متضاد چیزی که باهاش بالا اومدیم، کار سختیه برامون.
ریدینگ آیلتس، کلاً یه چیز دیگهست. توی ریدینگ آیلتس دیگه قرار نیست کلمه به کلمه بخونی و معنی جمله رو به صورت عمقی بفهمی. صرفاً باید اسکن کردن رو یاد بگیری. باید دلشو داشته باشی که گاهی، یه پاراگراف رو به طور کلی رد کنی، بری جلو. یه عدد رو مثلاً پیدا کنی. یا صرفاً یه اسم رو پیدا کنی بدون اینکه دقیقاً بدونی پاراگراف راجع به چه جزئیاتی حرف زده.
متأسفانه یا خوشبختانه، آزمون ازت نمیخواد متن رو کاملاً بفهمی، ازت میخواد به جواب برسی. ببین اینکه هیچچی از متن نفهمیده باشی هم غلطه، یه سطح نسبی از لغات و درک مطلب لازم داری. ولی حرفی که میزنم اینه که فهمیدن صد در صد متن اصلاً گارانتیای برای اینکه نمره خوبی در ریدینگ آیلتس بگیری نیست.
به همین دلیله که اکثر ما فارسیزبانها، روی بخش سوم ریدینگ آیلتس وقت کم میاریم. اگه بخوایم به همون روش مدرسههامون بریم جلو، قطع و یقین وقت کم میاریم. یادت باشه، مشکل از سطح دانش زبان انگلیسی تو به هیچ وجه نیست. مشکل، اعتیاد به روشیه که مغزت باهاش بزرگ شده. همونی که از مدرسه تا حالا انجامش دادی. اینجا به مشکل میخوری، نه صرفاً به خاطر اینکه فلان لغت رو نمیدونی، بیشتر به خاطر اینکه داری مسیر قبلی رو توی جای اشتباه میری.
مثل تراپی رفتن میمونه. وقتی پیش درمانگر درست میری، مهمترین کاری که میتونه برات بکنه اینه که بهت بگه کجای مسیر برات داره هزینه ایجاد میکنه و یه جورایی اشتباهه. اینجوری نیست که وقتی به اشتباهت آگاه بشی، از فردا بترکونی. نه. تا مدتها و شاید تا همیشه این مسیر همراهته. فقط با این تفاوت که وقتی بهش آگاه بشی، میفهمی کجا داری اشتباه میکنی و میتونی اصلاح مسیر کنی.
خبر خوب در مورد ریدینگ آیلتس اینه که: عادت، همیشه قابل تغییره. مادامی که بتونی ببینیش، میتونی برای تغییرش یواش یواش قدم برداری. چارهی کار صبره با چاشنی تکرار، تکرار و بازم تکرار.
چرا ریدینگ، از همهی مهارتها قابلجبرانتره
دقیقاً برخلاف چیزی که عموم بچهها تصور میکنن، بین چهار مهارت آیلتس، ریدینگ اونیه که راحتتر از بقیه درست میشه و بالا میاد. چون میشه گفت صد در صد تکنیکه که باعث میشه نمرهت بالا بیاد، نه صرفاً دانش لغت، درک مطلب یا حتی آشنایی با موضوعات پرتکرار.
چرا اینطوریه؟
ببین! قراره با چهل تا سوال روبرو بشی، که فقط پاسخ نهاییه که تعیینکنندهست. منظورم اینه که نظر شخصی یا حرفهای اگزمینر، هیچ نقشی توی نمرهی این بخش نداره. برخلاف رایتینگ یا اسپیکینگ که ظاهراً یه چهارچوبی وجود داره، ولی عملاً نمیشه نقش حس شخصی اگزمینر رو نادیده گرفت.
بیشتر دانشجوهایی که داشتم، معمولاً بین ۶ تا ۸ هفته از نمره ۶ به نمره ۷ یا بالاتر میرسن. این پیشرفت، از هر ۳ مهارت دیگهی آزمون آیلتس سریعتره. بعضیها هم که چنین پیشرفتی رو تجربه نمیکنن، اکثراً اونهایی هستن که من زورم نرسیده بهشون که روش خوندنشون رو از حالت مدرسه خارج کنم. اونها اکثراً با ریدینگ آیلتس مثل یه رمان برخورد میکنن.
آزمون ریدینگ آیلتس، در یک نگاه
۶۰ دقیقه. ۳ متن ریدینگ. ۴۰ سوال — هر کدوم یک نمره.
سه متن ریدینگ، پشت سر هم، با یه ترتیب ثابت: از ساده به سخت. این ساختار هیچوقت برعکس نمیشه. همیشه از آسونترین شروع میشه و به سختترین ختم میشه.
سه متن ریدینگ، پشت سر هم، با یه ترتیب ثابت: از ساده به سخت. این ساختار هیچوقت برعکس نمیشه. همیشه از آسون به سخت — و کلِ استراتژیِ زمان روی همین یک قطعیت ساخته میشه.
سادهترین. موضوع آشنا، متن خبری و توصیفی. اینجا فرصت داری که زودتر تستها رو بزنی و برای بخشهای بعدی که سختتره و زمان بیشتری میبره، زمان ذخیره کنی. ریدینگ آیلتس دقیقاً مثل شطرنجه. هر چقدر هم خوب بلد باشی بازی کنی، بدون استراتژی نمیتونی برنده باشی.
متراکمتر. سطح متوسط. تلههای جایگزینی مترادف اینجا بیشتر ظاهر میشن. یکی از مهارتهایی که باید اونو درونی کنی و بهش کاملاً مسلط بشی، پیدا کردن پارافریزها در متنه. به نظر خیلی ساده میاد، واقعاً هم سادهست. ولی درونی کردنش و اینکه سرعتت رو در این مهارت بالا ببری، ممکنه کمی زمانبر باشه.
پرتگاهِ Band 7 اینجاست. متن استدلالی، نحو پیچیده. وقتی که توی متنهای قبلی ذخیره کردی رو میتونی اینجا مصرف کنی. تستهای این بخش نیاز به فسفر بیشتری داره و طبعاً زمانبرتر هم هست.
یه نکته که خیلیها از قلم میندازن: ریدینگ، برخلاف لیسنینگ، وقت اضافه برای انتقال جواب نداره. همزمان که به جواب میرسی، باید واردش کنی. وگرنه، در آخر آزمون به مشکل میخوری.
منحنی نمره — و پرتگاهی که بینش پنهانه
این جدول رو خوب نگاه کن. این، کلِ بازیه.
| نمره | جواب درست از ۴۰ | یعنی چی |
|---|---|---|
| 9.0 | ۳۹–۴۰ | عملاً بینقص |
| 8.5 | ۳۷–۳۸ | ۲ تا ۳ غلط |
| 8.0 | ۳۵–۳۶ | ۴ تا ۵ غلط |
| 7.5 | ۳۳–۳۴ | ۶ تا ۷ غلط |
| 7.0 | ۳۰–۳۲ | کفِ Band 7 · حداکثر ۱۰ غلط |
| 6.5 | ۲۷–۲۹ | درست زیرِ پرتگاه · ۱۱ تا ۱۳ غلط |
| 6.0 | ۲۳–۲۶ | ۱۴ تا ۱۷ غلط |
The cliff between 6.5 and 7.0
جدول بالا عددها رو میگه. این نمودار شیب رو میگه: از ۶ تا ۶.۵ پلهها کوتاهن — یهکم تلاش، یهکم نمره. ولی بین ۶.۵ و ۷، پله بلند میشه. همون سه سوال، فاصلهی بین دو تا نمرهست.
پرتگاه، بین ۶.۵ و ۷.۰ زندگی میکنه. اینجا سه تا سوال، یعنی نمرهی فقط سه تا سوال برات تعیینکننده میشه.
به همین دلیله که اول این مقاله گفتم: اگه فقط ۱۰ تا غلط داشته باشی، دیگه نمیتونی به ۷ توی ریدینگ فکر کنی.
برای اینکه به نمره ۷ برسی باید ۳۰ تا جواب درست داشته باشی. یعنی نمیتونی بیشتر از ۱۰ تا غلط داشته باشی. وقتی از پرتگاه حرف میزنم، منظورم غلطِ یازدهمه. فقط کافیه یه غلط بیشتر از ۱۰ تا داشته باشی و دیگه به ۷ نتونی برسی. همینقدر بیرحم و دقیق.
ریدینگ آکادمیک و جنرال، یکی نیستن
یه تلهی رایج: خیلیها فکر میکنن آکادمیک و جنرال «یه آزمونن، فقط موضوعهاش فرق داره». باید بهت بگم که این یه باور غلطه.
ساختار یکیه — ۶۰ دقیقه، ۴۰ سوال، ۳ بخش. ولی محتوا و منحنی نمره فرق داره. اگه از ۴۰ تا تست، ۳۰ تا رو درست بزنی، توی آکادمیک نمرهت میشه ۷. دقیقاً همین نمره توی جنرال میشه ۶. قبل از اینکه تصمیم به اپلای بگیری، شرطِ دانشگاه یا ویزات رو چک کن.
استراتژی ۶۰ دقیقه — وارونگیِ بزرگ
روی متن ریدینگ ۱ سریع باش. وقت رو برای متن ریدینگ ۳ پسانداز کن.
بذار با یه مقایسه نشونت بدم چرا اینقدر مهمه.
۲۸ دقیقه روی متن ریدینگ ۱ بذاری → ۱۲ دقیقه برای متن ریدینگ ۳ میمونه. فاجعه.
۱۷ دقیقه روی متن ریدینگ ۱ بذاری → ۲۳ دقیقه برای متن ریدینگ ۳ میمونه. قابلنجات.
60 minutes · two ways to spend it
هر دو نوار دقیقاً ۶۰ دقیقهست — فقط جای وقت فرق کرده. متن ۳ سختترینه و پرتگاهِ Band 7 همونجاست؛ نوار اول اون رو با ۱۲ دقیقه گرسنه میذاره، نوار دوم ۲۳ دقیقه بهش میرسونه.
چرا اینقدر تفاوت؟
به سادگی، چون بینقص بودن در ریدینگ آیلتس پاداش نمیگیره. این که صرفاً به جواب صحیح برسی برات پاداش به همراه داره. یعنی چی؟ منظورم اینه که وزن تمام نمرهها یکیه، چه ۱۰ تا در متن اول درست بزنی، چه در متن سوم که از همه سختتره ۱۰ تا درست بزنی، امتیازی که برات میاره دقیقاً ۱۰ نمرهست. نه بیشتر. حالا که متوجه شدی ارزش تمام سوالها به یک اندازهست، باید یه استراتژی برای پاسخ دادن داشته باشی. من یه پیشنهاد برای تقسیم وقت دارم برات. این یه قاعدهی صد در صدی نیست، صرفاً یه پیشنهاده که ذهنت رو نسبت به موضوع شفاف کنه. در نهایت خودتی که باید تصمیم بگیری چطور تقسیم زمان بکنی.
تقسیمِ پیشنهادیِ من: ۱۷ – ۲۰ – ۲۳ دقیقه. این تقسیم یکی دو دقیقه هم برای یه نگاهِ آخر به پاسخبرگ برات میذاره. اینجوری برای متن اول که سادهتره وقت کمتری میگذاری، برای متن سوم که سختتره، میتونی وقت بیشتری صرف کنی.
قانونِ محوری — همونی که همهچیز رو عوض میکنه
اگه قراره از کلِ این درس فقط یه جمله یادت بمونه، این باشه:
هر سوال، دقیقاً یک نمره ارزش داره. سختها ارزشِ بیشتری ندارن.
کلِ استراتژیِ زمان، کلِ تصمیمت برای اینکه کجا سریع باشی و کجا کند، از همین یک حقیقتِ ساده ساخته میشه. توی درسهای بعدی، بارها برمیگردیم سراغش. این درس، یه جورایی فونداسیون ساختمونه. جایی که ۲۱ طبقهی بعدی قراره روش ساخته بشه. ممکنه به نظرت بیاد این درس چیز خیلی مهمی نداشت. تا حدودی درست فکر کردی. ولی بدون زیرساخت درست، نمیشه ساختمون درستدرمونی ساخت.
قبل از اینکه درس دوم رو شروع کنی، ازت میخوام تست زیر رو بزنی. دوازده تا سوال کوتاه ازت پرسیدم که نشون میده این درس رو یاد گرفتی، یا هنوز باید یه دور دیگه بخونیش.