نقطه‌ی کور

FORM ON YOUR SHEET

Cost: £_____ per night

WHAT YOU HEAR

“… it’s a lovely old cottage, and it’s just forty-five pounds a night.”

صدا هنوز پخش نشده. قبل از پخش، باید آماده‌ی شنیدنِ چی باشی؟

درس ۵ از ۲۲ · لایه‌ی مهارت‌های اصلی

پیش‌بینی کلمه‌ها

قبل از اینکه صدا پخش بشود، گرامرِ دور جای خالی بهت گفته جواب چه شکلیه. اسم؟ عدد؟ تاریخ؟ تو نمی‌شنوی که جواب را پیدا کنی — می‌شنوی که حدسِ خودت را تأیید کنی.

فرهاد میرسعیدی فرهاد میرسعیدی
۱۰ دقیقه مطالعه ۶ تمرین پایان درس

گرامرِ دور جای خالی، شکلِ جواب را از قبل بهت گفته. صدا فقط می‌گوید کدام.

یک دانشجو داشتم به اسم پویا. سطح زبانش بد نبود، یک چیزی نزدیک ۶ ولی توی هر mock لیسنینگ یک کاری می‌کرد که من را متحیر می‌کرد. می‌نشست، هدفون می‌ذاشت رو گوشش، و انگار رفته بود توی یک جنگ. دستش می‌لرزید، چشمش روی صفحه می‌دوید، و هر بار که یک کلمه‌ی انگلیسی به گوشش می‌خورد، می‌خواست همان را بنویسه. هر کلمه‌ای. آخر آزمون می‌اومد بیرون می‌گفت «استاد، خیلی سریع حرف می‌زدن». نه! آن سریع حرف نمی‌زد. پویا داشت اشتباه گوش می‌داد. آن داشت کلمه شکار می‌کرد. لیسنینگ آیلتس از تو شکار نمی‌خواهد. تأیید می‌خواهد.

درس پنجم لیسنینگ، در مورد این نیست که چطور دیکته بنویسی. در مورد این نیست که سرعتِ صحبتِ سخنران را دنبال کنی. این درس راجع به یک مهارته که اگر بلدش بشوی، نصفِ جواب را قبل از اینکه صدا یک کلمه پخش کند، توی ذهنت داری. اسم این مهارت پیش‌بینیه. پیش‌بینی یعنی نگاه می‌کنی به جای خالی، گرامرِ دور و برش را می‌خوانی، و قبل از اینکه صدا شروع بشود می‌دانی آن چیزی که قراره بنویسی اسمه یا فعل، تاریخه یا قیمت، مفرده یا جمع. صدا می‌آید و فقط می‌گوید کدام اسم. کدام تاریخ. این تفاوتِ کسیه که نمره می‌گیرد با کسی که زور می‌زند.

چرا نباید کلمه را شکار کنی

شکار، شانسه. تأیید، تکنیکه.

اجازه بده تفاوت را دقیق نشونت بدم. وقتی تو می‌نشینی و فقط منتظری که کلمات از توی هدفون بیایند بیرون و یکیشون را که به نظرت مهمه بنویسی، داری شکار می‌کنی. مشکل شکار این است که تو نمی‌دانی چی داری شکار می‌کنی. هر کلمه‌ای ممکنه جواب باشد. تمرکزت روی صد تا کلمه پخش شده — بعد یک کلمه باید انتخاب کنی. این بارِ ذهنیِ هولناکیه، و آخرش هم معمولاً کلمه‌ی غلط را انتخاب می‌کنی.

تأیید کاملا فرق دارد. تو از قبل می‌دانی جواب چه شکلیه. می‌دانی اسمه. می‌دانی مفرده. می‌دانی یک چیزی است که توی یک آدرس یا یک قیمت می‌نشیند. حالا صدا شروع می‌کند پخش شدن. تو نه به صد تا کلمه، فقط به آن شکل گوش می‌دهی. وقتی شکل آمد، بنویسش. تمام. مغزت یک فیلتر دارد از قبل آماده شده. این تفاوتِ یک گوشِ تربیت‌شده با یک گوشِ گیجه.

قسمت تند ماجرا را گفتم، اجازه بده خوبش را هم بگویم. این پیش‌بینی نیازی به دانشِ زبانیِ بالا ندارد. هیچ‌چیز نمی‌خواهد جز اینکه چند تا قاعده‌ی ساده‌ی گرامری را بشناسی. همان چیزایی که توی دبیرستان شنیدی، فقط یه‌بار دیگر و این بار با هدفِ مشخص. این درس همان چند تا قاعده را بهت می‌دهد.

Catching a word · Confirming a shape

CATCHING

گوش وارد جلسه می‌شود، خالی

به صد تا کلمه گوش می‌دهی، یکی را انتخاب می‌کنی. شناختن، تبدیل به ترجمه می‌شود. آخرش یک کلمه‌ی پرت می‌نویسی، چون فیلتری نداشتی.

CONFIRMING

گوش وارد جلسه می‌شود، با حدس

از قبل می‌دانی یک اسمِ مفرده، یک تاریخه، یک قیمته. صدا می‌آید، فقط شکلِ مورد انتظار را می‌گیری. باقی‌ش رد می‌شود از کنار گوش.

یک گوشِ پیش‌بینی‌کرده دو برابر سریع‌تره — چون نُه‌دهمِ کلماتِ پخش‌شده را خودبه‌خود فیلتر می‌کند. تو فقط روی شکل می‌مانی.

نوعِ کلمه — اسم؟ فعل؟ صفت؟

اولین چک، چهار ثانیه می‌بَره. نوعِ کلمه از گرامرِ کنار جای خالی لو می‌رود.

بگذار با یک مثالِ ساده شروع کنم. یک جمله می‌بینی روی صفحه: "The lecture starts at ___." قبل از اینکه صدا یک کلمه بگوید، نگاه کن به at پشتِ جای خالی. این یک preposition یا حرفِ اضافه‌ست. حرفِ اضافه‌ی at همیشه قبل از زمان یا مکان می‌آید. تمام. جواب یا یک ساعته (مثل 7 PM)، یا یک جای مشخصه (مثل room 12). دیگر نمی‌تواند فعل باشد. نمی‌تواند صفت باشد. این یک اطلاعاتِ آماده‌ست که قبل از پخشِ صدا توی ذهنت بستی.

این کار همیشه به این سادگی نیست، ولی همیشه به همین جنسه. نگاه به کلمه‌ی قبل یا بعد از جای خالی می‌کنی — یعنی به cue. cue همان نشونه‌ست که گرامر بهت می‌دهد. ممکنه یک preposition باشد (at, on, in, for, with)، ممکنه یک article باشد (a, an, the)، ممکنه یک modal باشد (can, will, should)، یا ممکنه یک فعلِ کمکی باشد (is, are, was, were). هر کدام از این‌ها یک شکلِ خاص بعد از خودش می‌خواهد. شناختن این cue نیمی از کاره.

یک مثال دیگر. جمله: "The students must ___ the form before Friday." این بار modal یعنی must پشتِ جای خالی نشسته. modal همیشه فعلِ پایه می‌خواهد — base verb. یعنی جواب نه اسمه، نه صفته. یک فعله، آن هم به شکلِ ساده. می‌تواند complete باشد، submit باشد، sign باشد. ولی هر چی هست، یک فعله. این را از قبل از صدا می‌دانی.

Preposition → predicted shape

Prep + blank   Predicted shape
at + ___ time / place
on + ___ day / date
in + ___ month / year / period
for + ___ duration
with + ___ person / tool

پنج حرفِ اضافه. پنج پیش‌بینی. نزدیک به نصفِ جواب‌های Section 1 از همین جدول می‌اُفته. یک روز بنشین و این پنج تا را از حفظ کن — هزینه‌ش یک ربعه، سود‌ش کلِ بخشِ یکه.

SHAPE-BLIND
listening for anything

گوش وارد می‌شود با هر کلمه‌ای. وقتی هزار کلمه پخش شد، نمی‌دانی کدام را نگه داری. تصمیم را می‌سپاری به شانس.

SHAPE-LOCKED
listening for a time

از قبل از پخش، می‌دانی جواب یک ساعته. صدا می‌آید، فقط منتظرِ یک عددِ ساعتی هستی. باقی‌ش از فیلتر رد می‌شود.

یک عادتِ کوچیک: قبل از پخش صدا، روی کاغذ یا توی ذهنت بالای هر جای خالی، نوعِ پیش‌بینی‌شده را یک کلمه‌ای بنویس. «اسم». «فعل». «تاریخ». ده تا جای خالی، سی ثانیه می‌بَره. این همان سی ثانیه‌ی سکوته که آزمون بهت می‌دهد بین معرفی و شروعِ پخش. بهترین استفاده‌ش همین است.

محدوده‌ی کلمه — تاریخ، اسم، عدد

نوع کافی نیست. باید بدانی چی‌جنس از اسم.

گرامر بهت گفته اسمه. خوبه، ولی کم نیست. اسم خودش یک دنیاست — اسمِ آدم، اسمِ شهر، اسمِ شیء، عدد، قیمت، تاریخ. اگر فقط بدانی «اسم» و وارد گوش‌دادن بشوی، باز هم گوشت گیج می‌شود. باید یک قدم جلوتر بری و بفهمی چه جنس از اسم.

چطور بفهمی؟ به متنِ خودِ سوال نگاه کن. این کلیدِ ماجراست. سوال خودش معمولاً بهت می‌گوید. مثلاً نگاه کن به این: "Address: ___ Street." کلمه‌ی Street کنارِ جای خالی نشسته — اسمِ خیابون باید بیاید. این دیگر حدسِ ضعیف نیست، اطمینانه. یا "Date of birth: ___." کلمه‌ی Date of birth خودش گفته یک تاریخ می‌خواهد. یا "Price: £___." علامتِ پوند گفته یک عدده.

توی Section 1 لیسنینگ، تقریباً همیشه با اطلاعاتِ شخصی طرفی — اسم، شماره، آدرس، تاریخ، قیمت. این یک نقشه‌ست. اگر از این نقشه استفاده کنی، نصفِ جوابِ Section 1 را قبل از پخش، توی ذهنت ساختی.

حالا این را گفتم که به یک ماجرایی برسیم. آن پویای داستان ما، یکی از مشکلاتش این بود که هیچ‌وقت متنِ سوال را دقیق نمی‌خوند. یک نگاهِ سرسری می‌نداخت و می‌رفت سراغ پخش. حدسش از جنسِ جواب خالی بود. بهش گفتم بعد از این، اولین کارت این است که سوال را ریز به ریز بخوانی و بنویسی روی کاغذ که چه شکلی از اسم را می‌خواهی. سه هفته‌ی بعد، یک نمره بالا آمده بود. نه به این خاطر که زبانش بهتر شده بود — آن که سه هفته‌ای تغییری نکرده. به این خاطر که فیلترش تربیت شده بود.

تطبیقِ گرامری — مفرد یا جمع

یک «s» اضافه یا کم، نمره‌ت را می‌خورد. حتی اگر کلمه درست باشد.

این قسمت را بد می‌بازی اگر حواست نباشه. فرض کن نوعِ کلمه را درست پیش‌بینی کردی (اسم)، محدوده‌ش را هم درست (اسمِ شهر مثلاً)، صدا آمد و گفت «London». نوشتی London. عالیه. ولی توی یک سناریوی دیگر، گوش بدی و بشنوی «cities» ولی بنویسی «city» — همان یک «s» جا افتاده، نمره صفر.

کلیدِ این قسمت، فعل قبل از جای خالی یا توی جمله‌ست. اگر فعل is یا was بود، اسم مفرده. اگر are یا were بود، اسم جمعه. این یک قاعده‌ی صفر و یکه. بدون استثنا.

یک مثال. جمله روی صفحه: "The main causes of pollution are ___." ببین چی نشسته آن وسط — are. این یعنی جوابِ ما باید جمع باشد. نه «factory»، باید «factories» باشد. این قانون قبل از پخشِ صدا توی ذهنت بسته شده. حالا صدا آمد گفت «factory» (مفرد) ولی توی متن «factories» نوشت. تو می‌نویسی factories. چون گرامر بهت گفته. صدا یا قاعده‌ی گرامری، کدام را باور کنیم؟ هیچ‌وقت گرامر را زیر سوال نبر.

WRONG
factory

فعلِ are را ندیدی. مفرد نوشتی، در حالی که گرامر صراحتاً جمع می‌خواست. کلمه درسته، شکل غلطه. نمره‌ی مفت رفت.

RIGHT
factories

فعلِ are را دیدی، جمع نوشتی. کلمه و شکل، هر دو با گرامر سازگار. اگزمینر هیچ بهانه‌ای ندارد.

همین قاعده برای article هم صادقه. اگر قبل از جای خالی a یا an دیدی، جواب مفرده — آن هم countable. اگر the دیدی، می‌تواند مفرد یا جمع باشد، باید با فعل بسنجی. این چیزها را می‌گویم نه به این خاطر که گرامرت را تقویت کنم — به این خاطر که توی هر mock، یک نمره از این جنس از دست می‌رود.

قبل از صدا، حدست را بسته داشته باش

سه ثانیه برای هر جای خالی. ده تا جای خالی، سی ثانیه. دقیقاً همان سکوتی که آزمون بهت می‌دهد.

اجازه بده یک چیز مهم بگویم. آزمونِ لیسنینگ یک ساختاری دارد که خیلی‌ها بهش توجه نمی‌کنند. بین معرفیِ بخش و شروعِ صدا، یک فاصله‌ی کوتاه هست — معمولاً سی ثانیه تا یک دقیقه. آن لحظه طلاست. آن سکوت برای این نیست که تو نفس بکشی. برای این است که تو شکلِ همه‌ی جوابات را بسته کنی.

یک عادتِ کوچیک بهت پیشنهاد می‌دهم. توی این فاصله، روی هر جای خالی یک برچسبِ کوچیک می‌گذاری. سه ثانیه برای هر کدام. کلمه‌ی پیش‌بینی‌شده را با مداد بالاش بنویس یا توی ذهنت قفلش کن. «اسمِ شهر». «تاریخ». «قیمت». «فعلِ ساده». ده تا جای خالی، سی ثانیه می‌بَره — همان سکوتیه که آزمون بهت می‌دهد. هیچ ثانیه‌ای از دست نمی‌رود.

یک نکته‌ی مهم. حدسِ غلط هم بهتر از حدسِ نزده‌ست. اگر پیش‌بینی کردی «تاریخ» و صدا یک عدد گفت، اشکالی ندارد — گوشت قبلاً روی عدد قفل بود، فقط یک نوعِ دیگر از عدد دراومد. حدسِ غلط، هزینه‌ای ندارد. حدسِ نزده، نمره‌ی از دست رفته‌ست. این یک تجارتِ یک‌طرفه‌ست به نفعِ تو. ازش استفاده کن.

شکلِ جواب از گرامر می‌آید. صدا فقط می‌گوید کدام. هر بلانکی که بدونِ شکل وارد گوشت بشود، یک نمره‌ی مفت را ول کردی.

اشتباه‌هایی که بیشترِ ایرانی‌ها می‌کنند

هیچ‌کدومشون به زبانت ربط ندارد. همه‌شون به یک عادت برمی‌گرده.

چند سال داستانِ یه‌سری اشتباهِ ثابت را دیدم. کلاس‌های متفاوت، شهرهای متفاوت، دانشجوهای متفاوت، ولی همین اشتباه‌ها. اسمشون را نمی‌ذارم ضعفِ زبانی — چون نیست. یک عادتِ ذهنیه که از سیستم آموزشی شخمی ما به ارث رسیده. توی مدرسه‌هامون یاد گرفتیم همه‌چی را با گوش حفظ کنیم، نه با چشم بسنجیم. این درس می‌خواهد همان را معکوس کند.

اولینش، بازترین جای خالی — کسی که اصلاً پیش‌بینی نمی‌کند. می‌نشیند، صدا می‌خورد، شروع می‌کند شکار. این آدم همیشه از زمان عقب می‌ماند و آخرش سه چهار تا جای خالی پر نشده. این هیچ ربطی به ضعفِ زبان ندارد. کاملاً مربوط به نداشتنِ پروتکله.

دومیش، نشناختنِ a و an. فکر می‌کنند یک چیزِ بی‌اهمیته. نیست. این دو حرف بهت می‌گویند جواب مفرده. یک نمره برای دیدن دو تا حرف. این را از دست دادن، گناهه.

سومیش، نشناختنِ are در مقابل is. توی فارسی، فعل به همان شکل می‌ماند چه فاعل مفرد باشد چه جمع — «دانشجو می‌آید»، «دانشجوها میان» — تفاوتِ s فاعل و s فعل توی ذهنِ ما کم‌رنگه. توی انگلیسی این مرز بیشتره و ما معمولاً آن مرز را حس نمی‌کنیم.

چهارمیش، حدسِ مبهم. «یک چیزی راجع به پول» حدس نیست. این فقط حواس‌پرتیه. حدس باید قاطع باشد — «قیمت»، «درصد»، «اسمِ بانک». حدسِ مبهم با حدسِ نزده هیچ فرقی ندارد.

پنجمیش، حدسِ بیش از سقف کلمه‌ای. اگر دستور گفته دو کلمه، حدست را سه کلمه‌ای نگه نکن. حتی اگر دقیقاً درست شنیدی، اگر از سقف کلمه‌ای رد بشود، نمره صفر. این را از درس ۲ ریدینگ یادت باشد — آن قانون آنجا هم به همین تندیه.

هیچ‌کدام از این پنج تا، راجع به انگلیسی‌ات نیست. همه راجع به انضباطه. خبرِ خوب این است که انضباط را می‌شود دو هفته تمرین کرد. درس ۶ — یادداشت‌برداری — همینو می‌بَره به مرحله‌ی بعد: حالا که می‌دانی شکل جواب چیست، چطور بنویسی‌ش که از قافله عقب نمونی. قبل از اینکه بری آن درس، تمرینِ پایینی را بزن.

SHAPE-PREDICTION DRILL

قبل از درس ۶، چشمِ پیش‌بینی را تمرین کن

صدا قرار نیست پخش بشود. این عمدیه. شش جای خالی جلوته. هر کدام با یک جمله‌ی انگلیسی و یک دستور آزمون. کارِ تو فقط یک چیزه: شکلِ جواب را از روی گرامر پیش‌بینی کن.

سه گزینه داری. یکی همان شکلیه که گرامرِ کنار جای خالی می‌خواهد. آن دو تای دیگر، حدس‌هایی‌ان که از روی محتوا منطقی به نظر می‌رسند ولی گرامر اجازه‌شون نمی‌دهد. آخرش یک پروفایلِ cue می‌گیری: کدام نوع نشونه را می‌گیری، کدام را از دست می‌دهی.

قبل از شروع، سه قانون

هر سناریو، یک جمله‌ی انگلیسی با جای خالی و یک دستور آزمون بهت می‌دهد. نگاه کن به کلماتِ کنارِ جای خالی — preposition، article، modal، فعلِ کمکی. آن cue شکل جواب را لو می‌دهد.

  • 01به کلمه‌ی قبل از جای خالی نگاه کن. آنجا cue نشسته.
  • 02حدسِ غلط هزینه‌ای ندارد. حدسِ نزده، نمره‌ی مفت رفته‌ست.
  • 03این تمرینِ چشمه. صدا نمی‌خواهی. فقط گرامر می‌خواهی.

Predict the shape Q1

Cue beside the blank

شکلِ جواب چیست؟

0
پیش‌بینیِ درست از ۶

Cue-type profile · what your eye catches

DECISION CARD · PRINT & KEEP

کارتِ خلاصه‌ی درس ۵

چهار حقیقتِ غیرقابل‌مذاکره‌ی این درس، توی یک کارت. چاپش کن، بزنش کنارِ میز جایی که mock می‌زنی.

لیسنینگ آیلتس · درس ۵ · پیش‌بینی کلمه‌ها

CORE SKILLS · L5 OF 22

۱ · شکار نکن — تأیید کن

گرامرِ دور جای خالی شکلِ جواب را از قبل بهت گفته. صدا فقط می‌گوید کدام. هر بلانکی که بدون شکل وارد گوشت بشود، نمره‌ی مفت رفته.

۲ · پنج حرفِ اضافه

at → ساعت/مکان · on → روز/تاریخ · in → ماه/سال · for → مدت · with → شخص/ابزار. نصفِ Section 1 از همین است.

۳ · مفرد یا جمع

فعلِ is/was → اسمِ مفرد · are/were → اسمِ جمع · a/an → مفردِ countable. یک «s» جا افتاده = نمره‌ی صفر.

۴ · سی ثانیه‌ی طلایی

سکوتِ قبل از پخشِ صدا برای تو کار می‌کند. سه ثانیه روی هر جای خالی، یک شکل قفل کن. حدسِ غلط هزینه‌ای ندارد. حدسِ نزده، نمره‌ست.