توی ریدینگ آیلتس، جوابِ درست همیشه نمره نمیگیرد. جوابِ درست و درستنوشتهشده نمره میگیرد.
یک دانشجو داشتم به اسم رضا، سطح درک مطلبش و تکنیک هاش کاملا اوکی بود. وقتی سرکلاس ازش می پرسیدم جواب فلان تست ریدینگ چیست، بی برو برگرد درست جواب می داد. همین رضای داستان ما اولین ماک را که داد، نمره ی ریدینگش شد ۵. دقیقا همانجا بود که من فهمیدم تشخیصش درسته، حتی املاش هم درسته، ولی به اشتباه وارد می کند. تو درس قبلی گفتم که همیشه یادت باشد، هر تست فقط یک نمره دارد. نه بیشتر، نه کمتر. الان یک نکته ی دیگر ای دارم برات. همیشه قبل از اینکه تند تند جواب را وارد کنی، صورت سوال رو به دقت و ریز به ریز بخون که همان مدلی که باید، پاسخ را بنویسی. نه مدلی که خودت فکر می کنی درسته.
درس دوم ریدینگ آیلتس، راجع به محتوای متن نیست. راجع به تکنیک هایی که باید بهشون مسلط بشوی که به جواب برسی هم نیست. این درس، یک لایه ی دیگر ی ریدینگ را می برود زیر ذره بین. بخشی که خیلی ها بی توجه نسبت بهش، ازش عبور می کنند و همین بی توجهی باعث میشود نمره های بی دلیلی را از دست بدهند. این درس به مرور چند تا قانون مهم می پردازه که صرفا باید رعایتشون کنی، منظورم این است که ترتیب رعایتشون اهمیتی ندارد. قانون های خشک و بی رحمی مثل مدل نوشتن جواب که توی صورت سوال بهت دیکته میشود، غلط املایی که باید حواست بش باشد، تعداد کلمه ای که باید دوباره بر اساس دستورالعمل سوال بنویسی، شکل نوشتن و در نهایت انتقال جوابت به پاسخ نامه. بهشون گفتم قوانین خشک و بی رحم، چون بدون توجه به اینکه چقدر زحمت کشیدی و به جواب درست رسیدی، کافیه فقط به شکلی که ازت خواسته شده وارد نکنی، به راحتی کل امتیاز آن بخش را از دست می دی.
چرا جوابِ درست، گاهی نمره نمیگیرد
آزمون فکرِ تو را نمره نمیدهد. چیزی که روی پاسخبرگ نوشتی را نمره میدهد.
اجازه بده یک تصویر ذهنی از این ماجرا برات بسازم. فرض کن یک نفر دارد برگه های تست ریدینگ را تصحیح می کند. قسمت عجیب ماجرا این است که آن شخص، اصلا چیزی از ریدینگ و تکنیک هاش نمی دونه، صرفا یک اپراتور ساده س. که برای تست ریدینگ بهش یک مجموعه ای از پاسخ رو به شکل کلید دادن. آن آدم اصلا نمی دونه تو دقیقا منظورت چی بوده از فلان کلمه، همچنین از اینکه تو ذهنت چی می گذشته هم خبر ندارد. فقط یک وظیفه دارد، اونم اینکه جواب هایی که دادی را با کلیدی که دارد تطبیق بده. هر چی فرق می کند را نمره کم کند. اونهایی که دقیقا درست نوشتی هم امتیاز بده. اصلا بحث این نیست که چرا آن آدم انقدر به من سخت گرفت و فلان تست را تقریبا درست نوشته بودم. چیزی به اسم تقریبا درست وجود ندارد. پاسخت یا درسته یا غلط.
یک تفاوت اساسی بین ریدینگ و اسپیکینگ وجود دارد. توی آزمون آیلتس در بخش اسپیکینگ، تو با یک انسان طرفی. انسان جماعت هم که احساسیه. نه که بخواهد احساساتی برخورد کند باهات. نه! ولی همین که احساسات یک انسان دیگر را می فهمه، باعث میشود باهات مثل آدم برخورد کند. نه مثل یک روبات که واکنش هاش صفر و یکیه. توی ریدینگ دیگر خبری از انسان نیست. یک روبات بی احساسه که یا اونی که می خواد را بهش می دی، یا ازت نمره کم می کند. حرف از بی حس بودن این ماشین زدم، ولی یادمون باشد که هیچ چیز سیاه و سفید نیست. یک خاکستری هم آن وسط وجود می تونه داشته باشد.
Your answer · two outcomes only
ماشینِ تصحیح جوابت را فقط با کلید تطبیق میدهد. یا حرفبهحرف یکیه، یا نیست. مسیرِ وسط — «تقریباً درست» — اصلاً وجود ندارد؛ خطِ نقطهچین به جایی نمیرسد.
ماشینی بودن این روبات محترم، همیشه هم بد نیست. قسمت خوب این داستان همین قانونمند بودن قاطعشه. دیگر با یک انسان مثل اسپیکینگ طرف نیستی که بیای بگی، حس می کنم اگزمینر عصبانی بود و سوال های سخت تو اسپیکینگ از من پرسید. یا فکر می کنم اگزمینر عجله داشت. (هر چند همچین چیزی توی اسپیکینگ نیست. در واقع خیلی به ندرت اتفاق ممکنه بیوفته) اینجا یا طبق قانون نوشتی یا خارج از آن. خوبی این شکل از قاب بندی این است که، شانس دیگر محلی از اعراب ندارد. با تسلط به قوانین پاسخ دادن به ریدینگ، این امکان برات وجود دارد که بد شانسی را تقریبا به صفر برسونی.
حالا بیا با هم قوانین پاسخ دادن به ریدینگ آیلتس را بررسی کنیم. انقدری زیاد نیستن که ترسناک باشن. ولی هر کدومشون را که رعایت نکنی، یک نمره ی بی دلیل را خیلی مفت از دست دادی.
املا — بیرحمترین قانون آزمون
یک حرفِ جا افتاده، کلِ جواب را غلط میکند. حتی اگر جواب از خودِ متن باشد.
اجازه بده با سفت و سخت ترین قانون یعنی رعایت صحیح املا شروع کنم. علت اینکه با املا شروع می کنم این است که تجربه نشان داده دانشجوهام اکثرا توی همین اشتباه نوشتن بیشترین نمره رو در ریدینگ از دست می دن. قسمت سخت ماجرا این است که کسی به این کاری ندارد که تو کلی زور زدی تا به جواب صحیح برسی. اگر فقط یک حرف را جا به جا بنویسی، کل نمره ی آن سوال را از دست می دی. جالب این است که غلط های املایی همیشه این طوری نیست که به این دلیل اتفاق بیوفته که املا ی فلان لغت را نمی دونستی. خیلی موقع ها املای درست یک لغت هم می دونیم، ولی حواسمون درست جمع نیست. یک مثال از خودم می زنم. من به درستی املای environment را بلدم. همیشه از آن لغت های را مخم بوده و از اول سعی کردم درست یاد بگیرمش. یادمه چند سال پیش برای اینکه از آزمون دور نباشیم، رفتم یک ماک دادم. جواب یکی از سوال ها همین environment بود که من به خاطر صرفا بی دقتی نوشته بودم enviroment و نمره را از دست دادم. قسمت زور دار ماجر این بود که من چیزی را غلط نوشته بودم که واقعا املاشو می دونستم. فقط حواسم را جمع نکرده بودم. پس به این نکته توجه داشته باش که دونستن املا یک موضوعه، تمرکز داشتن سر جلسه امتحان، یک داستان کاملا متفاوته.
یک «m» کم. جواب از نظر آزمون کاملاً غلطه. مهم نیست که آدم میفهمد منظورت چیست — اگزمینر تطبیقِ حرفبهحرف میخواهد.
دو تا «c»، دو تا «m». این کلمهایـه که توی متن بوده. وظیفهی تو فقط دقیق منتقل کردنش بوده، نه از حفظ نوشتنش.
یک قانون ساده وجود دارد که می تونه کمکت کند نمره بی خودی و مفت از دست ندی. تلاشت را بکن که به جواب صحیح برسی، وقتی پیداش کردی، به هیچ وقت از حفظ ننویسش. کلمه را نگاه کن و دقیقا همونو به صورت مکانیکی copy/paste کن. این کار بهت کمک می کند از اشتباه های حاصل از بی دقتی اجتناب کنی.
قسمت تند ماجرا را گفتم، اجازه بده خوبشم بگویم. یک سوالی که خیلی موقع ها بچه ها از من می پرسن این است که بنویسیم colour یا color... یا organise درسته یا organize... این سوال کاملا طبیعیه که فکر کنی در مورد کلمه هایی که املای بریتیش و امریکن دارند، کدومش درسته؟ جوابش این است که هر دوش. هر کدام را بنویسی قبوله. حساسیتی سر این نداشته باش که با کدام مدل بنویسی. فقط به این توجه کن که هر کدومو که می نویسی، به درستی بنویسی.
محدودیت تعداد کلمه — «NO MORE THAN»
یک کلمهی اضافه، حتی اگر درست باشد هم، کلِ جواب را رد میکند.
توی خیلی از انواع سوال — تکمیل جمله، تکمیل خلاصه، تکمیل جدول — بالای سوال یک دستور کوچیک نوشته شده. یک چیزی شبیه این: NO MORE THAN TWO WORDS یا ONE WORD ONLY یا NO MORE THAN THREE WORDS AND/OR A NUMBER. این جمله ربطی به محتوا ندارد — یک قانونه. و اگر این قانون را نقض کنی، به سادگی کل نمره ی یک سوال را از دست می دی.
بگذار با یک مثال نشونت بدم چقدر این قانون بیرحمه. فرض کن دستور میگوید NO MORE THAN TWO WORDS و جوابِ درست توی متن «modern technology» ـه.
سه کلمه. محتوا درسته، ولی قانون را شکستی. «the» اضافه بود و همان یک کلمهی اضافه، کلِ جواب را باطل کرد.
دقیقاً دو کلمه. نه کمتر، نه بیشتر. حواست به حرف تعریف و کلمههای ربط باشد — همونها معمولاً کلمهی سومت را میسازند.
دو تا تلهی رایج اینجا هست که باید بشناسی. تلهی اول: کلمههای کوچیک. «a»، «the»، «of»، «and» — اینها هم یک کلمه حساب میشوند. این منطق که کلمه، حتما باید بزرگ باشد و معنی عجیب و پیچیده ای داشته باشد کاملا غلطه. خیلیها فکر میکنند اینها «جزو کلمههای واقعی» نیستن. هستن. هم واقعا کلمه یا word به حساب میان، هم اینکه طبق قواعد ریدینگ آیلتس، اینها هر کدام به عنوان یک کلمه شمارده می شن.
تلهی دوم: کلمههای با خط تیره. یک کلمهی مثل well-known یا part-time معمولاً به عنوان یک کلمه شمرده میشود، چون با خط تیره به هم چسبیده. ولی این یکی همیشه صد در صدی نیست — قانونِ امن این است که اگر شک داری، جوابی انتخاب کن که حتی با بدبینانهترین شمارش هم زیرِ سقف تعداد کلمه های مورد نظر دستورالعمل بماند. به این خط تیره در دستور زبان انگلیسی هایفن گفته میشود. کارکرد هایفن این است که دو تا کلمه کوچیک رو به هم می چسبونه و آنها را تبدیل به یک کلمه بزرگ تر می کند.
یک عادتِ کوچیک بهت پیشنهاد میدهم: قبل از اینکه سراغ سوالهای یک بخش بری، آن دستورِ بالای سوالها را یک بار با دقت بخون و توی ذهنت ببندش. «دو کلمه. حداکثر دو کلمه.» این یک جمله، توی کلِ آن بخش جلوی چند تا غلطِ احمقانه را میگیرد. البته احمقانه، عبارت درستی نیست. بهتره بگویم جلوی از دست دادن نمره ی مفت را می گیره.
جواب را از متن کپی کن، نه از ذهنت
آزمون نمیخواهد جواب را بازنویسی کنی. میخواهد دقیق پیداش کنی و دقیق منتقلش کنی.
اگر یادت باشد توی درس اول راجع به عادتی که از مدرسه همراهمونه صحبت کردم. باید بگویم این مشکل که از خودمون کلمه ایجاد می کنیم هم به همان عادت توی مدرسه برمیگرده. دقیقا نمی دونم چرا! ولی تو سیستم آموزشی شخمی ما، معمولا معلم ها به برگه ای که زیاد توش نوشته شده بود واکنش بهتری نشان می دادن تا اونی که کم نوشته ولی صحیح. همین عادت را خیلی هامون میآوریم توی ریدینگ آیلتس و باعث میشود نمره از دست بدیم. راه حل چیست؟ می دونم سخته. ولی به جای اینکه از خودت مطلب بنویسی، وقتی جواب را پیدا کردی، دقیقا عین همان کلمه را از توی متن به پاسخنامه ت منتقل کن.
یک سری از سوال های ریدینگ مثل اونهایی که جای خالی دارد و باید با یک کلمه آن را جواب بدی. این دسته از سوال ها، دقیقا خود یک کلمه ی خاص از متن را می خوان، نه توضیح بیشتر یا متفاوت تو. نه برداشت تو از اونچه فکر می کنی باید پاسخ صحیح باشد. حتی مترادف و پارافریز هم نمی خواد دقیقا خود همان کلمه ای که توی متن هست را باید copy/paste کنی تا بتوانی نمره مربوطه را بگیری.
فرض کن متن گفته «the survey revealed a significant decline» و سوال ازت یک کلمه میخواهد. اگر تو بنویسی reduction چون فکر میکنی هممعنیِ decline ـه، جوابت غلط حساب میشود — با اینکه از نظر معنایی کاملاً درسته. کلمهای که توی متن بوده «decline» ـه. همان را copy/paste کن. هیچ تغییری نده داخل آن کلمه.
هممعنیِ درستیه — ولی توی متن نبوده. آزمون مترادف را قبول نمیکند. معنا درسته، جواب غلطه.
عینِ کلمهای که توی متن بود. پیداش کردی، انگشتت را گذاشتی روش، و دقیقاً همان را منتقل کردی — بدون بازنویسی.
همان طور که توی درس قبلی گفتم، ریدینگ آیلتس تقریبا صد در صد تکنیکه. اول باید با تکنیک ها آشنا بشوی، بعدش باید انقدر تمرینشون کنی که همان تکنیک کاملا درونی بشود و بدون فکر کردن بتوانی سریع اجراش کنی. به عنوان مثال، وقتی می گم copy/paste باید بکنی، یعنی باید بگردی توی متن و آن کلمه ای که باید را پیدا کنی، انگشتتو بگذاری روش و دقیقا همونو کپی کنی. بدون هیچ تغییر و اضافه و کمی.
این ماجرای کپی کردن در مورد همه ی سوال های ریدینگ صدق نمی کند. تو درس های بعدی، بیشتر توضیح می دم که هر مدل سوال چه سبکی از استراتژی نیاز دارد. ولی کلا گوشه ذهنت داشته باش، سوال های تکمیل کردنی، معمولا با copy/paste به جواب درست می رسی.
انتقال جواب — جایی که بی سر و صدا نمره از دست می دی
یادت باشد از درس اول: ریدینگ، برخلاف لیسنینگ، وقت اضافه برای انتقال جواب ندارد.
یک تفاوت خیلی جدی بین ریدینگ و لیسنینگ در زمان بندی هستش. وقتی تست لیسنینگ را داری می زنی، آخر آزمون ۱۰ دقیقه بهت وقت داده میشود که جواب هات را وارد پاسخنامه کنی. توی ریدینگ اصلا از این خبر ها نیست. باید همان موقع که به جواب می رسی، توی پاسخ نامه هم وارد کنی. آگاهی به این موضوع کمکت می کند بهتر بتوانی مدیریت زمان کنی.
چند سال پیش یک جلسه مشاوره داشتم. یک دختر جوان با سطح دانش زبانی خوب بود از یکی از دانشگاه های فنی. بعد از تعیین سطح، به نظرم آمد که باید با آزمون آشنا باشد. انقدر که خوب بود. حدسم درست در آمد. قبلا آزمون شرکت کرده بود. قبل از اینکه تو آزمون شرکت کند، تست های کمبریج که تو خونه می زنه به ۷.۵ و ۸ رسیده بوده. ولی روز آزمون، نمره ریدینگش ۵.۵ میشود. دلیلش را ازش جویا شدم. گفت جواب ها را دیر توی پاسخنامه وارد کردم و قبل اینکه همه را وارد کنم، وقت تموم شد. البته الان با کامپیوتری شدن آزمون، خیلی کار راحتی نیست چنین اشتباهی بخواهی بکنی. ولی کلا در جریان باش، همان موقع که به جواب می رسی، وارد پاسخنامه کنی.
یک قانونِ کوچیکِ دیگر هم هست که به درد کسایی می خوره که می تونن آزمون کتبی (کاغذی) بدهند – توی آزمون های کامپیوتری به درد نمی خوره: شمارهی سوالها. اگر یک سوال را جا انداختی و جوابِ سوال بعدی را روی خطِ سوالِ جا افتاده نوشتی، از آن به بعد همهی جوابهات یک خط جابهجا میشوند. ممکنه ده تا جواب درست داشته باشی و هر ده تا غلط حساب بشوند، فقط چون روی خطِ اشتباه نشستهن. هر چند تا سوال یک بار، یک نگاهِ سریع بنداز که شمارهی جوابت با شمارهی سوالت یکی باشد. این را یادت باشد که بدترین نمره هایی که از دست می ره، از سخت ترین سوال ها نیست. خیلی موقع ها کاملا برعکسه.
One skipped line · every answer after it shifts
درست — هر جواب روی خطِ خودش
سوال ۲ جا افتاده — از اینجا همه غلط
جوابِ سوال ۲ روی خطِ ۳ نشسته، و از آنجا همهچیز یک خط سُر خورده. جوابها همان جوابهای درستن — فقط روی خطِ اشتباه. به همین خاطر هر چند سوال یکبار، شمارهی جواب و سوال را با هم چک کن.
قانونِ محوری — جواب نهایی را حتما چک کن
اگر قراره از کلِ این درس فقط یک جمله یادت بماند، این باشد:
یک جوابِ کامل، دو تا کار را باید به درستی انجام بده: اول، انتخاب عبارت صحیح و دوم این است که همان عبارت صحیح رو به درستی وارد پاسخنامه بکنی.
کلِ این درس داشت یک چیز را بهت میگفت. پیدا کردن جوابِ درست، فقط نصفِ کاره. نصفِ دیگر این است که آن جواب را طوری به پاسخنامه منتقل کنی که دستورالعمل های سوال رو به درستی رعایت کرده باشد. — املای دقیق، تعداد کلمهی مجاز، عینِ کلمهی متن، روی خطِ درست، روی پاسخنامه.
این درس، مثل درس اول، یکی از آجرهای فونداسیونه. شاید به نظرت بیاید چندان چیزِ هیجانانگیزی توش نبود — درست هم فکر کردی. ولی همین قانونهای ساده، تفاوتِ بین یک دانشجوییان که جواب را میداند و یک دانشجویی که نمره را میگیرد س. از درس سوم به بعد میرویم سراغ مدیریت زمان و بعد تکتکِ مهارتها؛ آن موقع این قانونها باید برات اونقدر درونی شده باشن که دیگر بدون اینکه بهشون فکر بکنی، بتوانی اتوماتیک اجراشون کنی.
قبل از اینکه درس سوم را شروع کنی، ازت میخواهم تست زیر را بزنی. دوازده تا سوال کوتاه ازت پرسیدم که نشان میدهد این قانونها کاملا برات جا افتاده، یا هنوز نیاز هست یک دور دیگر درس را بخوانی.